تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
يا داود ! بشّر المذنبين و أنذر الصّديقين ، قال : كيف ابشّر المذنبين و انذر الصّديقين ؟ قال : يا داود ! بشّر المذنبين أنّي أقبل التّوبة و أعفو عن الذنب ، و أنذر الصدّيقين أن لا يعجبوا بأعمالهم فإنّه ليس عبد أنصبه للحساب إلّا هلك .

[ الحديث 584 استحباب عيادة المريض المسلم ]

في الوسائل : ( كتاب الطّهارة ) باب « استحباب عيادة المريض المسلم » عن الحسين بن إسحاق ، عن أبيه ، عن أخيه موسى بن جعفر عليه السّلام ، عن آبائه ، عن النّبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم قال : يعيّر اللّه عزّ و جلّ عبدا من عباده يوم القيامة فيقول : عبدي ما منعك إذ مرضت أن تعودني ؟ فيقول : سبحانك سبحانك ، أنت ربّ العباد لا تمرض و لا تألم ، فيقول : مرض أخوك المؤمن فلم تعده ، فو عزّتي و جلالى و لو عدته لوجدتني عنده ، ثمّ لتكفّلت بحوائجك فقضيتها لك ، و ذلك من كرامة عبدي المؤمن و أنا الرّحمن الرّحيم .
هامش
عليه السّلام فرمود : اى داود ! گناهكاران را بشارت ده و راستگويان و اهل خير را بترسان ، داود عليه السّلام ( از روى تعجب ) عرض كرد : چگونه بشارت دهم گناهكاران را و بترسانم راستگويان و اهل صلاح و خير را ؟ خداوند فرمود : اى داود ! بشارت ده گناهكاران را كه من قبول مينمايم توبه را و عفو و گذشت ميكنم از گناه ، و راستگويان و اهل خير را بترسان كه بعبادتشان مغرور و خودبين نشوند ، زيرا بنده‌اى نيست كه او را در معرض حساب ( دقيق ) آورم مگر آنكه هلاك شود ( يعنى از عهدهء جواب بر نيايد ) . ( 1 ) 584 - در وسائل : ( كتاب طهارت ) باب « مستحب بودن عيادت مريض مسلمان » از حسين بن اسحاق از پدرش ( اسحاق ) و او از برادر خود حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت نموده و آن حضرت از پدران گرامى خود از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نقل نموده كه فرمود : خداى با عزت و جلال سرزنش و ملامت ميفرمايد بنده‌اى از بندگان خود را روز قيامت پس ميفرمايد : اى بندهء من چه چيز ترا منع و جلوگيرى كرد از اينكه عيادت كنى مرا هنگامى كه من مريض شدم ؟ پس آن بنده عرض مىكند خداوندا تو پاكيزه‌اى ، تو منزه هستى ( از عوارض ممكنات از مرض و غيره ) تو پروردگار بندگانى ، بيمارى و دردى در تو راه ندارد ، پس خدا ميفرمايد : برادر مؤمن تو مريض شد و تو عيادت ننمودى او را ، پس بعزت و جلال خود قسم و اگر عيادت كرده بودى او را همانا مييافتى مرا ( يعنى رحمت و لطف مرا ) نزد او ، پس من حاجتهاى ترا تكفل مىنمودم و بر مىآوردم آنها را براى تو و اين بواسطهء مقام و احترام بندهء مؤمن من مىباشد و منم كه خداى بخشندهء مهربانم .