تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
ذلك فهو في النّار .

[ الحديث 46 علامات العقل و جنوده ]

و فيه أيضا : باب « علامات العقل و جنوده » ( تحف العقول ) في ضمن وصية موسى بن جعفر عليه السّلام هشام بن الحكم : يا هشام ! إيّاك و الكبر على أوليائى و الإستطالة بعلمك ، فيمقتك اللّه فلا تنفعك بعد مقته دنياك و لا آخرتك ، و كن في الدّنيا كساكن الدّار ليست له ، إنّما ينتظر الرّحيل . يا هشام ! مجالسة أهل الدّين شرف الدّنيا و الآخرة ، و مشاورة العاقل النّاصح ، يمن و بركة و رشد و توفيق من اللّه ، فإذا أشار عليك العاقل النّاصح فإيّاك و الخلاف ، فإنّ في ذلك العطب . يا هشام ! إيّاك و مخالطة النّاس و الانس بهم ، إلّا أن تجد منهم عاقلا مأمونا
هامش
بوجوه الناس چيست ؟ عرض كردم : نه ، فرمود : كسى كه دعوى امامت كند در حالى كه سزاوار چنين مقامى نباشد ، و كسى كه چنين كند در آتش جهنم خواهد بود . ( 1 ) 46 - و نيز در همان جلد : باب « علامات عقل و جنود آن » ( در كتاب تحف العقول ) ضمن سفارش حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بهشام بن حكم است كه فرمود : اى هشام ! بپرهيز از بزرگى جستن بر اولياء من و اظهار بلندى و برترى بدانش خود ، پس مغضوب خداوند خواهى شد ، و پس از غضب خداوند در دنيا و آخرت سودى نيابى ( يعنى بآثار خيريه‌اى كه در دنيا و آخرت بر اعمال مترتب است نخواهى رسيد ) در دنيا چون كسى باش كه در خانهء غير ، بعاريت منزل كرده و منتظر كوچ نمودن از آن منزل است . اى هشام ! همنشينى با اهل دين موجب شرافت دنيا و آخرتست ، و از خردمند خير خواه ، صلاح كارى را طلب نمودن موجب ميمنت و بركت و راه‌يابى به مقصود و كمك و مددى است از جانب خداوند ، پس هر گاه خردمند خير خواهى براى تو صلاح بينى كرد ، بپرهيز از مخالفت با او كه همانا آفت و هلاكت تو در مخالفت با او است ( يعنى به مقصود نرسى و ضرر بينى ) . اى هشام ! از آميزش با مردم و خوى گرفتن با ايشان بپرهيز مگر آنكه در ميان ايشان دانشمند بىغرضى يا بى ، پس با او خوى بگير و از غير ايشان بگريز همچنان كه از درندگان حريص به شكار فرار ميكنى ، و شايسته است براى خردمند هنگامى كه عملى انجام ميدهد از خداوند حيا كند كه شريكى براى او در عمل خود قرار دهد ( يعنى عمل ريائى
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 27 | ميرزا أحمد الآشتياني