تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

[ الحديث 468 تعجيل العقوبة بالذنب ]

و فيه أيضا : باب « نادر » ( بعد باب تفسير الذّنوب ) عن ابن أبي يعفور ، قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : قال اللّه عزّ و جلّ : إنّ العبد من عبيدي المؤمنين ليذنب الذّنب العظيم ممّا يستوجب به عقوبتي في الدّنيا و الآخرة ، فأنظر له فيما هو صلاحه في آخرته فاعجّل له العقوبة عليه في الدّنيا لاجازيه بذلك الذّنب و اقدّر عقوبة ذلك الذّنب و اقضيه و أتركه عليه موقوفا غير ممضي ولي في إمضائه المشيئة ، و ما يعلم عبدي به فأتردّد في ذلك مرارا على إمضائه ثمّ امسك عنه فلا امضيه كراهة لمساءته وحيدا عن إدخال المكروه عليه ، فأتطوّل عليه بالعفو عنه و الصّفح محبّة لمكافاته لكثير نوافل الّتي يتقرّب بها إليّ في ليله و نهاره ، فأصرف ذلك البلاء عنه و قد قدّرته و قضيته و تركته موقوفا ولي في إمضائه المشيئة ، ثمّ أكتب له عظيم أجر نزول ذلك البلاء و أدّخره و اوفّره له أجره و لم يشعر به و لم يصل إليه أذاه ،
هامش
( 1 ) 468 - و نيز در همان كتاب : باب « نادر » ( پس از باب تفسير ذنوب ) از ابن ابى يعفور روايت شده كه از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : خداوند با عزت و جلال فرموده : چون بنده‌اى از بندگان مؤمن من گناه بزرگى مرتكب شود كه مستحق شكنجه از من در دنيا و آخرت باشد پس نظر كنم در آنچه بمصلحت آخرت او باشد و شتاب كنم در شكنجهء او در دنيا تا پاداش دهم گناه او را به آن عقوبت ، مقدر ميكنم كيفر گناه او را ( يعنى مقدار عقوبت او را تعيين ميكنم ) و حكم مينمايم ، و ترك ميكنم واقع ساختن آن را و امضاء نزول و ورود آن را نمىنمايم ، و براى منست كه هر وقت بخواهم امضاء نمايم و نميداند بندهء من كه چنين كرده‌ام ، پس نظر ميكنم مكررا متردد ميشوم در امضاء و گذرانيدن آن عقاب ، پس امساك از امضاء نموده و امضاء نمينمايم به جهت اينكه دوست ندارم بر بندهء من صدماتى وارد شود ، و كناره ميكنم از وارد كردن مكروه بر او ، پس بر او تفضل و عنايت ميكنم باينكه عفو از او ميكنم و ميگذرم از او ، چون دوست دارم جزاى نيك بدهم او را براى مستحبات بسيارى كه شب و روز بجا مىآورد كه به آنها قرب به من پيدا مىكند ( مقصود قرب سعادتى و شرافتى است نه مكانى ) پس آن بليه را از او دفع ميكنم در حالى كه مقدر و حكم كرده بودم ، و ترك ميكنم امضاء آن را كه امضاء آن موقوف بر مشيت و ارادهء من بود ، سپس مينويسم براى او پاداش بزرگى را كه اگر آن بلا را نازل كرده بودم به او ميدادم ، و ذخيره ميكنم آن اجر را و زياد ميگردانم آن