تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
قاصدا إليها فليس يكون قصده لتركها اللّذة ، فإذا نفيت اللّذة وقع الإستخفاف ، و إذا وقع الإستخفاف وقع الكفر « الحديث » .

[ الحديث 467 تعجيل عقوبة الذّنب ]

و فيه أيضا : باب « تعجيل عقوبة الذّنب » عن ابن القدّاح ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : قال اللّه عزّ و جلّ : و عزّتي و جلالي لا اخرج عبدا من الدّنيا و أنا اريد أن أرحمه حتّى استوفي منه كلّ خطيئة عملها ، إمّا بسقم في جسده ، و إمّا بضيق في رزقه ، و إمّا بخوف في دنياه ، فإن بقيت عليه بقيّة شدّدت عليه عند الموت ؛ و عزّتي و جلالي لا اخرج عبدا من الدّنيا و أنا اريد أن اعذّبه حتّى او فيه كلّ حسنة عملها ، إمّا بسعة في رزقه ، و إمّا بصحّة في جسمه ، و إمّا بأمن في دنياه ، فإن بقيت عليه بقيّة هوّنت عليه بها الموت .
هامش
سبك شمردن و پست دانستن نماز مىباشد ( يعنى بدعوتى كه خداوند بندگان را بلسان انبياء فرموده براى نماز و حضور در مقام بندگى و پرستش ، بىاعتنا و بىاهميت است ) و زمانى كه دعوت الهى را پست و خوار شمرد ( نعوذ باللَّه كاشف از بىاعتنائى به خداوند است و ) در اين صورت با كافر در بىاعتنائى و بيزارى از خداوند شريك است ( و خداوند هم از هر دو بيزار است ) . ( 1 ) 467 - و نيز در همان كتاب : باب « تعجيل در عقوبت گناه » از ابن قداح از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : خداى با عزت و جلال فرمايد : بعزت و جلال خودم سوگند ، هيچ بنده‌اى را از دنيا بيرون نمىبرم ( و نمىميرانم ) در حالى كه اراده دارم كه او را مورد رحمت و عنايت خود قرار دهم ( يعنى در آن عالم ) جز آنكه تمامى گناهان او را پاك گردانم ، يا بواسطهء مرضى كه در جسد او قرار گيرد مبتلا شود ، يا به تنگى كه در روزى او واقع شود ، يا بترسى كه در قلب قرار گيرد از امور دنيويه ( از دشمنى يا سلطانى ) پس اگر ( به اين بلايا مكافات معصيتها و نافرمانيهايش در دنيا كامل نشد و ) بقيه‌اى باقى ماند ( يعنى بدون مكافات ) سخت گيرم بر او در زمان مرگش ، بعزت و جلال خودم سوگند ، بيرون نمىبرم بنده‌اى را از دنيا در حالى كه من ارادهء شكنجه و عذاب او را دارم تا آنكه تمام اعمال نيك او را ( در دنيا ) پاداش دهم يا بواسطهء گشايش و وسعت دادن در روزيش و يا بسبب سلامتى در بدنش و يا از جهت مأمون بودن او ( از خطرات ) در دنيا ، پس اگر چيزى هم باقى بماند كه بپاداشى نيازمند باشد ( در ازاء آن ) مرگ را بر او آسان گردانم .
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 242 | ميرزا أحمد الآشتياني