النّافع و الأصلح ، و ضدّها إتّباع هوى النّفس و شهواتها .
هامش
فرمود بخودهاشان چيزى كه ايشان را راهنمائى كند باقرار و اعتراف بر خداوندى خود ، گوئيا با نور خردى كه بايشان مرحمت فرموده مىتوانند بوحدانيت او مقر و معترف شوند تا اينكه گرديدند بمنزلهء كسانى كه گفته شد براى آنها آيا من خداى شما نيستم ؟ و در جواب گفته باشند : آرى چنين است .
و نيز فاضل طريحى در مجمع البحرين از مرحوم مفيد ( ره ) نقل كرده كه فرمود :
معنى آيهء أخذ ميثاق اينست كه خداوند از فرزندان آدم كه از پشت پدران بيرون مىآيند بر حسب خردى كه بايشان عنايت فرموده پيمان خدائى خود را از آنان گرفته است .
مقدمه دوم : كليات عوالم امكانى را محققين به پنج عالم منقسم ميدانند : عالم ملائكه كه برتر از تمام صنوف ملائكه هستند كه آن را عالم جبروت نامند ؛ پس از آن عالم رقائق و عالم ارواح و فرشتگانى كه مجراى فيض وجود هر نوعى از انواع موجودات باشد چنانچه در حديث است :
انّ في العرش ملكا بصورة ابن آدم يسترزق اللَّه لابن آدم
و حكما به مثل نوريه مجرده تعبير كردهاند كه برزخ بين موجودات اوليه و عالم نفوس مجرده باشند كه عالم سوم است ، و عالم چهارم عالم صور معلقه مثاليه است كه براى هر موجود مثالى در عالم مثال مىباشد ، چنانچه در تفسير دعاء
« يا من أظهر الجميل »
مذكور است ، و نيز در كتاب ( سماء و العالم ) مرحوم مجلسى ذكر شده كه :
« و في كل سماء على و بيده سيف و الملائكة تزورونه »
عالم پنجم عالم اجسام است كه عالم ملك و شهادت گويند .
مقدمه سوم : يمين بمعنى منزلت و قوت و توانائى است ، و مأخوذ از يمن به معناى بركت و خجستگى است ، و يمين العرش يعنى از جهت اشرف و قوىتر بودن كه مرتبهء علم بارواح مجرده است عموما ، بنا بر تفسير عرش بعلم چنانچه در جملهء از احاديث است .
پس از تذكار مقدمات مقرره گوئيم : ممكن است مراد از عقل كه در طرف يمين عرش خلق شده همان ارواح مجرده باشد كه هر يك مجراى فيض وجود نوعى از مخلوقات است ، و مراد بجهل نفس حيوانيه و اماره باشد كه بتبع وجود انسانى موجود است ، و اقبال كنايه از توجه بمقامات الهيه و عبادت و بندگى و اطاعت اوامر و نواهى خداونديست ، و ادبار توجه بعالم خلق و شهوات باشد كه البته عقل هر دو جهت را واجد است ، ليكن نفس اماره هميشه متمايل بشهوترانى و خود سرى است ، و امر به اقبال و ادبار عبارت از نحوهء وجود و طور ساختمان و اقتضاء ذات هر يك است ، و اگر گفته