تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
و قال العلّامة المجلسى في الشّرح : و الحكمة هي العمل بالعلم و إختيار
هامش
بيان مقصود از حديث مبارك موقوف بر ذكر مقدماتى است : اوّل آنكه كلام عبارتست از ظهور آنچه ثابت است در خاطر صاحب كلام ، و بر غير پوشيده است كه به مظهر و نماينده‌اى كه صادر از متكلم و قائم به او باشد بقيام صدورى ظاهر شود ، و آن مطلب پوشيده ، از ذاتيات صاحب كلام باشد ، يا صفات يا عرضيات ، و عرضيات مطالبى است كه در خاطر او مىباشد ، و آن مظهر و نماينده ، عرضى باشد مثل لفظى كه بتحريك زبان صاحب كلام وجود يابد ، يا بوجود جوهرى موجود شود ، چنانچه شاعر گويد :خواجه چون بيلى بدست بنده داد * بيزبان معلوم شد او را مراد دست همچون بيل اشارتهاى اوست * عاقبت بينى عبارتهاى اوست گر اشارتهاش را بر جان نهى * در وفاى آن اشارت جان دهى پس اشارتهاش اسرارت دهد * بس ز اشجار عمل بارت دهد ور اشارتهاش را بينى زنى * مرد پندارى و چون بينى زنى آنقدر عقلى كه دارى گم شود * سر كه عقل از وى بپرد دم شودو در قرآن مجيد است :بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ،وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُپس كلام خداوندى در همه جا لفظى كه قائم به هوا باشد نيست ؛ كلام الهى ذوات موجودات و صفات آنها مىباشد كه دلالت بر وجود و علم و قدرت و ارادهء الهيه مىكند ، چنانچه در نهج البلاغه ميفرمايد : يقول لما أراد كونه كن فيكون ، لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع ، و انما كلامه سبحانه فعل منه أنشأه و مثله ، لم يكن قبل ذلك كائنا و لو كان لكان الها ثانيا ( خداوند ميفرمايد هر چه را كه اراده وجود آن را دارد : باش پس مىباشد ، نه بصدائى كه بواسطهء كوبيدن هوا باشد ، و نه بفريادى كه شنيده شود ، بلكه امر خداوند عبارت از وجود دادنست بهر چه در علم او هست و بخواهد موجود كند ، چنانچه انسانى بخواهد دست خود را حركت دهد ، نميگويد بدست خود حركت كن بلكه آن را حركت ميدهد و حركت را در آن موجود مىكند ، و آن موجود پيش از ايجاد خداوندى نبود ، و اگر بود لازم مىآمد خداى دومى باشد ) . بلى در مورد خاصى مثل مورد ايجاد كلام در هوا به جهت اعجاز مثل موقع تكلم با حضرت موسى عليه السّلام لفظ بوده ؛ و فاضل طريحى در تفسير آيه :وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْالخ ، از بعضى مفسرين نقل كرده كه خلاصه‌اش اينست : هنگامى كه بيرون آورد خداوند از پشت فرزندان آدم نسل ايشان را بطورى كه در هر قرن از قرون نوزادانى پديد آمدند ، بر پا فرمود جهت ايشان دليلهاى ربوبيت و خدائى خود را ، و عنايت