تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧

[ الحديث 379 بيان الطريق في معالجة الكبر و اكتساب التّواضع ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( بيان الطريق في معالجة الكبر و اكتساب التّواضع ) و قيل لسلمان : ( رض ) لم لا تلبس ثوبا جيّدا ؟ فقال : إنّما أنا عبد فإذا اعتقت يوما لبست .

[ الحديث 380 بيان الطريق في معالجة الكبر و اكتساب التّواضع ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، و قال النّبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إنّما أنا عبد آكل بالأرض و أعقل البعير و ألعق أصابعي و اجيب دعوة المملوك ، فمن يرغب عن سنّتي فليس منّي .

[ الحديث 381 بيان آفة العجب ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( بيان آفة العجب ) قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : يأتي على النّاس زمان يخلق القرآن في قلوب الرّجال كما تخلق الثّياب على الأبدان .
هامش
( 1 ) 379 - و نيز در همان كتاب و باب : ( در بيان راه معالجه كبر و اكتساب تواضع ) است كه بسلمان گفته شد : چرا جامهء نيكو نميپوشى ؟ فرمود : همانا من بنده‌اى هستم ( و مشغول به خدمت و وظائف بندگى ميباشم ) هر گاه روزى آزاد شدم لباس نيكو ميپوشم ( كنايه است از اينكه فعلا در دنيا مشغول انجام تكاليف الهيه هستم و در روز قيامت حسابم را كه نمودند و معلوم شد كه از آزادشدگان از آتش دوزخ هستم داخل بهشت ميشوم و لباسهاى فاخر بهشتى ميپوشم ) . ( 2 ) 380 - و نيز در همان كتاب و بابست كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : همانا من بنده‌اى هستم ( و به جهت مراعات آداب بندگى ) غذا ميخورم در حالى كه بر زمين مىنشينم و پاى شتر را مىبندم و انگشتان خود را با زبان پاك مىكنم و اجابت مينمايم دعوت شخص مملوك را ( و بمهمانى خانهء او ميروم ) پس كسى كه روى گرداند از رويهء من ، او از من نيست ( يعنى عمل بسنت من ننموده و اجر و پاداش عاملين به آن را نخواهد داشت ) . ( 3 ) 381 - و نيز در همان كتاب و باب : ( در بيان آفت عجب و خود بينى ) است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : زمانى بر مردم مىآيد كه قرآن در دل‌هاى مردان كهنه ميگردد همان طورى كه جامه بر بدنها كهنه مىشود ( كنايه است از اينكه مردم چون توجه به قرآن و عمل نمودن به احكام آن را ندارند و اهميت به آن نداده و اعتنائى بمندرجات آن نيز ندارند لهذا قرآن در نزد آنان بمنزلهء جامهء كهنه‌اى است كه مورد توجه و اعتناء نيست ، و چون هر عالمى حامل علم خود است و علم بمنزلهء محمول و پوشش بر قلب او است از اين جهت علوم قرآنيه تنظير و تشبيه شده است به لباس و پوششى كه بر بدن باشد ) .
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 187 | ميرزا أحمد الآشتياني