[ الحديث 284 إنّ اللّه إذا أحبّ عبدا إبتلاه ليسمع تضرّعه ]
في مجموعة الورّام : ( أوائل الكتاب ) قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إنّ اللّه إذا أحبّ عبدا إبتلاه ليسمع تضرّعه .
[ الحديث 285 فضل البكاء و ذمّ جمود العين ]
في المجلّد التاسع عشر من البحار : باب « فضل البكاء و ذمّ جمود العين » ( الخصال ) عن ابن عبّاس ، قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : سبعة في ظلّ عرش اللّه
هامش
از پس هر گريه آخر خندهايست * مرد آخر بين مبارك بنده ايست
قوم يونس را چو پيدا شد بلا * ابر پر آتش جدا شد از سما
برق ميانداخت مىسوزيد سنگ * ابر پر آتش جدا شد از سما
برق ميانداخت مىسوزيد سنگ * ابر ميغريد و رخ ميريخت رنگ
جملگان بر بامها بودند شب * كه پديد آمد ز بالا آن كرب
چون همى ديدند آثار بلا * در تضرع آمدند و لابهها
جملگى از بامها زير آمدند * سر برهنه جانب صحرا شدند
مادران از بچهگان گشته جدا * سر بسر در ناله و سوز و دعا
از نماز شام تا وقت سحر * خاك ميكردند بر سر آن نفر
پر شد آن صحرا ز فرياد و فغان * از انين مادران و بچهگان
جملگى آوازها بگرفته شد * چشمها از گريه تار و تفته شد
بعد آه و ناله و سوز و گداز * شد بامر حق بلا ز ايشان فراز
پس غضب رفت از سر آن قوم لد * و ان بلا مبدل برحمت گشت و ود
هر كه را دل پاك گرديد از و بال * آن دعايش ميرود تا ذو الجلال
ما همى دانيم هر راز شما * ليك ميخواهيم آواز شما
تا نگريد طفل كى نوشد لبن * تا نگريد ابر كى خندد چمن
اى برادر طفل طفل چشم تست * كام خود موقوف زارى دان نخست
گر همى خواهى كه مشكل حل شود * خار محرومى به گل مبدل شود
گر همى خواهى كه آن خلعت رسد * پس بگريان طفل ديده بر جسد( 1 ) 284 - در مجموعهء ورام : ( اوائل كتاب ) روايت شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بدرستى كه خداوند هر گاه دوست بدارد بندهاى را ، او را ببلائى گرفتار سازد تا ناله و زارى او را بشنود .
( 2 ) 285 - در جلد نوزدهم بحار : باب « فضل بكاء و ذم جمود عين » ( از خصال ) از ابن عباس نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هفت طايفهاند ( از مردم ) كه در سايه عرش پروردگارند روزى كه سايهاى جز سايهء عرش خدا نيست ( سايهء عرش