تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

[ الحديث 284 إنّ اللّه إذا أحبّ عبدا إبتلاه ليسمع تضرّعه ]

في مجموعة الورّام : ( أوائل الكتاب ) قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إنّ اللّه إذا أحبّ عبدا إبتلاه ليسمع تضرّعه .

[ الحديث 285 فضل البكاء و ذمّ جمود العين ]

في المجلّد التاسع عشر من البحار : باب « فضل البكاء و ذمّ جمود العين » ( الخصال ) عن ابن عبّاس ، قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : سبعة في ظلّ عرش اللّه
هامش
از پس هر گريه آخر خنده‌ايست * مرد آخر بين مبارك بنده ايست قوم يونس را چو پيدا شد بلا * ابر پر آتش جدا شد از سما برق ميانداخت مىسوزيد سنگ * ابر پر آتش جدا شد از سما برق ميانداخت مىسوزيد سنگ * ابر ميغريد و رخ ميريخت رنگ جملگان بر بامها بودند شب * كه پديد آمد ز بالا آن كرب چون همى ديدند آثار بلا * در تضرع آمدند و لابه‌ها جملگى از بامها زير آمدند * سر برهنه جانب صحرا شدند مادران از بچه‌گان گشته جدا * سر بسر در ناله و سوز و دعا از نماز شام تا وقت سحر * خاك ميكردند بر سر آن نفر پر شد آن صحرا ز فرياد و فغان * از انين مادران و بچه‌گان جملگى آوازها بگرفته شد * چشمها از گريه تار و تفته شد بعد آه و ناله و سوز و گداز * شد بامر حق بلا ز ايشان فراز پس غضب رفت از سر آن قوم لد * و ان بلا مبدل برحمت گشت و ود هر كه را دل پاك گرديد از و بال * آن دعايش ميرود تا ذو الجلال ما همى دانيم هر راز شما * ليك ميخواهيم آواز شما تا نگريد طفل كى نوشد لبن * تا نگريد ابر كى خندد چمن اى برادر طفل طفل چشم تست * كام خود موقوف زارى دان نخست گر همى خواهى كه مشكل حل شود * خار محرومى به گل مبدل شود گر همى خواهى كه آن خلعت رسد * پس بگريان طفل ديده بر جسد( 1 ) 284 - در مجموعهء ورام : ( اوائل كتاب ) روايت شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بدرستى كه خداوند هر گاه دوست بدارد بنده‌اى را ، او را ببلائى گرفتار سازد تا ناله و زارى او را بشنود . ( 2 ) 285 - در جلد نوزدهم بحار : باب « فضل بكاء و ذم جمود عين » ( از خصال ) از ابن عباس نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هفت طايفه‌اند ( از مردم ) كه در سايه عرش پروردگارند روزى كه سايه‌اى جز سايهء عرش خدا نيست ( سايهء عرش