( 1 ) كه اين كلام را از عرش جلال خود در سطح فهم مردم نازل فرموده است ، و بايد انديشيد كه چگونه خداوند در رسانيدن معانى كلام خود كه صفتى قائم به ذات اوست به مرتبهء فهم مردم ، به بندگان لطف و كرم فرموده و چگونه آن صفت در طىّ حروف و اصوات كه از صفات بشرى است بر آنان تجلّى كرده است . بشر عاجز است از اين كه صفات بارى تعالى را جز از طريق صفات خويش درك كند ، و اگر جمال كلام او در كسوت حروف پوشيده نبود بىشكّ آسمان و زمين ياراى شنيدن كلام او را نداشت ؛ و آنچه بين اينهاست از مشاهدهء عظمت قدرت و انوار جلال او متلاشى مىشد . اگر خداوند موسى را پابرجا نمىداشت هرگز ياراى شنيدن كلام او را نداشت ، چنان كه كوه مبادى تجلّى او را طاقت نياورد و ريزريز شد . تفهيم عظمت كلام حقّ تعالى جز با مثالهايى در حدّ فهم مردم امكانپذير نيست ، از اين رو برخى از ارباب معرفت گفتهاند : هر حرفى از سخن خداوند در لوح محفوظ بزرگتر از كوه قاف است ، و اگر همهء فرشتگان جمع شوند كه يك حرف آن را حمل كنند نخواهند توانست ، مگر آن كه اسرافيل درآيد چه او فرشتهء لوح است ، و او به اذن خداوند و قوّت و قدرت او آن را برمىدارد ، زيرا بارى تعالى وى را توانا گردانيده و بدان كار مشغول ساخته است .
يكى از حكيمان براى بيان لطف خداوند در رسانيدن معانى كلام خود - با همهء علوّ مرتبه - به سطح فهم انسان - با همهء پستى درجه - تعبير زيبايى به كار برده و مثلى آورده كه نارسا نيست . و آن اين كه او يكى از پادشاهان را به شريعت پيامبران دعوت كرد .
پادشاه چيزهايى از او پرسيد . وى پاسخهايى درخور فهمش به او داد . پادشاه گفت : تو معتقدى و ادعا مىكنى كه آنچه پيامبران آوردهاند سخن آدميان نيست و كلام خداوند است ، در اين صورت آدميان چگونه مىتوانند سخنان خداوند را درك كنند ؟ حكيم پاسخ داد : ما مىبينيم هنگامى كه مردم مىخواهند بعضى مفاهيم را به چهارپايان و پرندگان بفهمانند و آنها را به جلو يا عقب برانند يا آنها را به رفتن به سويى يا برگشتن از آن وادار كنند ، چون مىبينند چهارپايان قادر به تميز گفتار آدميان كه از روى عقل و با
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٣٢٣