تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
فارغ باشد . شرايط وجوب حجّ نيز پنج چيز است : 1 - اسلام 2 - بلوغ 3 - آزاد بودن 4 - عقل 5 - استطاعت . و كسى كه حجّ بر او واجب شده عمره نيز بر او فرض گرديده است . كسى كه به قصد زيارت يا تجارت ارادهء ورود به مكّه را دارد چنانچه از كسانى مانند هيزم فروش و علوفه فروش نباشد كه آمد و شد آنها پيوسته تكرار مىشود بايد محرم شود و پس از آن با اداى اعمال عمره يا حجّ از احرام بيرون آيد . امّا استطاعت دو نوع است : اوّل آن كه شخصا بتواند اين عبادت را انجام دهد ، و اين امر منوط به وجود اسبابى است . يكى از اين اسباب مربوط به شخص اوست و آن داشتن سلامت و تندرستى است ؛ ديگرى مربوط به راه است كه بايد امن و داراى آب و گياه باشد ، و ديگرى در مال اوست كه بايد هزينهء رفت و برگشت به وطن را داشته باشد ، خواه داراى عائله‌اى باشد يا نباشد ؛ زيرا جدايى از وطن دشوار است . همچنين بايد نفقهء كسانى را كه هزينه آنها در اين مدّت بر او واجب است دارا باشد و نيز داراى مالى باشد كه بتواند وامهايش را ادا كند و قادر باشد مركب سوارى تهيّه يا كرايه كند و چنانچه به محمل يا شتر باركش نياز دارد براى خود فراهم سازد . دوّم اين كه مفلوج و زمينگير باشد ، ليكن استطاعت آن را داشته باشد كه كسى را اجير كند تا حجّ را از سوى او به جا آورد و داشتن هزينهء رفتن به قدر كافى براى تحقّق استطاعت است . هر گاه پسر اطاعت خود را بر پدرش كه زمينگير است براى به جا آوردن حجّ از سوى او به وى عرضه كند پدر به اين سبب مستطيع شناخته مىشود ، ليكن اگر مال خود را به او عرضه كند تا كسى را اجير كند وى مستطيع نخواهد بود ، زيرا خدمت بدنى نسبت به پدر مايهء شرف فرزند است و بذل مال از سوى او به پدر خالى از منّت نيست . كسى كه استطاعت حجّ را پيدا كرده بايد هر چه زودتر آن را انجام دهد ، و تأخير آن گناهى بزرگ و مهلك است . واجبات حجّ هفده چيز است : 1 - احرام 2 - تلبيه يا آنچه جانشين آن مىشود