مساحت دارد فرمود : « سه هزار و ششصد ذراع مربّع » . « 72 » امام صادق ( ع ) فرموده است : « حدّ مسجد كوفه آخر محلّ سرّاجان است كه طرح آدم ( ع ) مىباشد و من كراهت دارم از اين كه سواره وارد آن شوم . عرض شد چه كسى مسجد را از آن حدّ تغيير داد ؟ فرمود : نخست طوفان زمان نوح ( ع ) پس از آن كسرى و نعمان و سپس زياد بن ابى سفيان آن را تغيير دادند ؛ و من گويى هم اكنون ديرنشينى را در مسجد كوفه مىنگرم كه در دير خود كه ميان زاويه و منبر است و در آن هفت اصله نخل قرار دارد و از آن جا مشرف بر نوح ( ع ) است نشسته و با نوح ( ع ) سخن مىگويد . » « 73 » ابو بصير گفته است : شنيدم ابى عبد اللّه ( ع ) مىفرمود : « مسجد كوفه خوب مسجدى است هزار پيامبر و هزار وصىّ در آن نماز گزارده و از آن جا تنور به فوران درآمده و در آن جا كشتى نوح ساخته شده است . ميمنه آن رضوان الهى است و وسط آن باغى از باغهاى بهشت است و ميسره آن مكر - يعنى منازل شيطان - است . » « 74 » امير مؤمنان ( ع ) فرموده است : « بار سفر نبنديد جز به سوى سه مسجد :
مسجد الحرام ، مسجد پيامبر خدا ( ص ) و مسجد كوفه . » « 75 » پيامبر ( ص ) فرموده است : هنگامى كه به معراج برده شدم در حالى كه بر براق سوار بودم و جبرئيل ( ع ) به همراهم بود از محلّ مسجد كوفه گذر كردم ، جبرئيل گفت : اى محمّد فرود آى و در اين جا نماز بگزار فرمود : فرود آمدم و نماز گزاردم و گفتم : اى جبرئيل چه چيزى در اين جاست ، پاسخ داد : اين جا كوفان است و اين مسجد آن است .
هامش
( 72 ) الفقيه ، ص 61 ، باب فضل المساجد از كتاب صلاة ، شماره 4 و 14 تا 18 .
( 73 ) الفقيه ، ص 61 ، باب فضل المساجد از كتاب صلاة ، شماره 4 و 14 تا 18 .
( 74 ) الفقيه ، ص 61 ، باب فضل المساجد از كتاب صلاة ، شماره 4 و 14 تا 18 .
( 75 ) اين حديث را غزّالى از پيامبر ( ص ) روايت و به جاى مسجد كوفه مسجد اقصى را ذكر كرده و گفته است : برخى از عالمان به استناد اين حديث بر عدم جواز سفر به قصد زيارت مشاهد متبرّكه استدلال كردهاند وى پاسخ داده است كه مراد در اين حديث فقط مساجد است نه مشاهد و غير آنها زيرا مساجد ديگر به استثناى اين چهار مسجد در فضيلت يكسانند ، و هيچ شهرى نيست مگر اينكه در آن يك يا چند مسجد است و موردى براى سفر به قصد اين مساجد نيست ؛ و مىگويد : اين حديث مشاهد را نيز شامل شود ديگر سفر به منظور زيارت قبور پيامبران ( ع ) جايز نخواهد بود و اين قطعا باطل است بلكه در آن صورت مسافرت براى ديدار عالمان و صالحان زنده نيز جايز نمىبود در حالى كه چنين نيست .