است كه گيرنده دوازده امامى باشد ، و اين بنابر اجماع و روايات صحيح مستفيض از اهل بيت ( ع ) است « 2 » بطورى كه هر گاه زكات دهنده از مخالفان باشد و زكاتش را به هم مذهبانش دهد چنانچه بعد از آن به مذهب حقّ درآيد و مستبصر شود بر او واجب است دادن زكات را اعاده كند ، هر چند اعادهء ساير عبادات بر او واجب نيست . اشتراط عدالت در غير مؤلّفة قلوبهم و غير عاملين زكات مورد اختلاف است و اصحّ آن است كه به كسانى كه تظاهر به فسق مىكنند زكات داده نشود ، امّا در مورد عاملين جمعآورى زكات بدون خلاف عدالت شرط است ، زيرا شغل كارگزارى ايجاب مىكند كه اينان امين و عادل باشند همچنان كه در مورد عدم اشتراط عدالت در مؤلّفة قلوبهم هيچ خلافى نيست . و نيز شرط است كه گيرنده زكات واجب النّفقهء زكات دهنده نباشد ، مگر اين كه آن را در غير نفقه واجب صرف كند ؛ مانند رزمنده ، وامدار و برده مكاتب . در روايت صحيح از امام صادق ( ع ) آمده است : « به پنج دسته زكات داده نمىشود : پدر ، مادر ، فرزند ، مملوك و زن ، زيرا اينان عائله و ملازم اويند . » « 3 » غزّالى مىگويد :
صفات اصناف هشتگانه
دسته اوّل فقرا :
( 1 ) فقير كسى است كه نه مالى دارد و نه قادر به كسب است ، او اگر خوراك يك روز و پوشاك متناسب با حال خود را داشته باشد فقير نيست بلكه مسكين است ؛ و اگر قوت نصف روزش را داشته باشد فقير است و چنانچه جامهاى به تن داشته ليكن دستمال سر و كفش و شلوار نداشته باشد ، و بهاى جامهاش به اندازهاى نيست كه تهيّهء اين كمبودها را چنان كه در خور فقيران است كفايت كند در اين صورت او فقير است ، زيرا در حال حاضر فاقد لوازم مورد احتياج خويش است و توانايى تهيّه آنها را ندارد . شايسته نيست فقير بودن مشروط به اين باشد كه جز آنچه عورت او را مىپوشاند پوشاكى نداشته باشد ، زيرا اين شرط زيادهروى است و غالبا چنين افرادى يافت
هامش
( 2 ) وسائل الشيعه ، كتاب زكات ، باب پنجم .
( 3 ) كافى ، جلد 3 ، ص 552 ، شماره 5 .