مقصد سوّم - شكر نعمت بارى تعالى است زيرا خداوند بر بندهاش نعمتهايى ارزانى داشته كه آنها را در جان و مال او قرار داده است . عبادات بدنى شكر نعمت بدن است ، و عبادات مالى شكر نعمت مال ؛ و چه پست است كسى كه فقير را مىنگرد كه چگونه روزى بر او تنگ شده و دست نياز به سوى او دراز كرده ، ليكن نفس او به وى اجازه نمىدهد كه خداوند متعال را شكر گويد از اين كه او را از سؤال و خواهش بىنياز ساخته و ديگران را به ربع عشر يا عشر مال او محتاج كرده است .
دوّمين وظيفه : شناخت وقت اداى زكات است ؛
( 1 ) از جمله آداب وقت ادا در نزد ارباب دين تعجيل در اخراج آن پيش از وقت وجوب است تا هر چه زودتر رغبت خود را در امتثال اوامر الهى اظهار و در دل بينوايان و مستمندان سرور و خوشحالى وارد كنند و بر موانع زمان كه ممكن است موجب تعويق در امور خير گردد پيشى گيرند ، چه مىدانند كه در تأخير آفتهايى است و علاوه بر آن تأخير از وقت وجوب انسان را در معرض گناه قرار مىدهد .
مىگويم : اداى زكات پيش از وقت وجوب بايد بدين صورت باشد كه يا آن را از مال خود جدا كند و كنار بگذارد و يا آن را به عنوان وام به مستحقّ دهد زيرا در غير اين صورت تقدّم در ادا جايز نيست و رفع ذمّه نمىشود .
غزّالى مىگويد : هر زمان انگيزهء خيرى در باطن بروز كند بايد آن را مغتنم شمرد ، چه آن رهنمودى از فرشته است ؛ و دل مؤمن چنان كه در حديث آمده ميان دو انگشت پروردگار جهان است ، و چه زود دگرگون مىشود . شيطان وعدهء فقر و نادارى مىدهد و به فحشاء و منكر امر مىكند و به دنبال هر رهنمودى از فرشته رهنمودى دارد . پس بايد فرصت را غنيمت شمرد و براى اداى زكات اموال خود اگر آن را بطور مجموع ادا مىكند ماه معيّنى قرار دهد ، و بكوشد كه آن افضل اوقات باشد تا سببى براى مزيد تقرّب و افزايش مال او شود ، مانند ماه رمضان ، چه پيامبر ( ص ) كه سخىترين كس بود در ماه رمضان مانند باد وزان هيچ چيزى براى خود نگه نمىداشت . « 25 » ماه رمضان داراى
هامش
( 25 ) صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 229 .