نمىشد ؛ فاطمه ( ع ) فرمود : آن را در حال نماز از پايش بيرون آوريد ، زيرا در آن حال آنچه را بر او مىگذرد احساس نمىكند ؛ لذا آن تير را به هنگامى كه مشغول نماز بود از پايش بيرون كشيدند .
غزّالى مىگويد : برخى از بزرگان گفتهاند : نماز از امور آخرت است ، چون وارد نماز شوى از دنيا بيرون رفتهاى . ابو الدّرداء مىگفت : از فقه مرد اين است كه پيش از دخول در نماز حاجت خود را از خداوند بخواهد تا به هنگامى كه داخل نماز مىشود دلش فارغ باشد ، و بعضى از آنان از بيم وسوسه نماز را سبك مىخواندند و تخفيف مىدادند . نقل شده است كه عمّار بن ياسر نمازى را سبك خواند ، به او گفته شد : اى ابو اليقظان نماز را سبك گزاردى . پاسخ داد : آيا هيچ ديديد كه از حدود آن چيزى بكاهم ، گفتند : نه ، گفت : من بر وسوسهء شيطان پيشى گرفتم ، زيرا پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « گاهى بندهاى نماز مىگزارد ، و براى او جز نصف يا ثلث يا ربع يا خمس يا سدس و يا عشر آن نوشته نمىشود . همچنين مىفرمود : « از نماز بنده تنها آن مقدارى را كه تعقّل كرده برايش نوشته مىشود . » « 54 » بدان گاهى قسمتى از نماز قبول و محسوب مىشود و قسمت ديگر ثبت نمىگردد ، چنان كه اخبار بدان دلالت دارد ، هر چند فقيه مىگويد : صحّت نماز قابل تجزيه نيست . ليكن آن معناى ديگرى دارد كه ما آن را ذكر كردهايم ، و احاديث نيز مؤيّد اين مطلب است ، زيرا روايت شده است كه نوافل نقصان فرايض را جبران مىكند « 55 » .
در خبر آمده كه عيسى ( ع ) گفته است : خداوند مىفرمايد : « بندهء من با اداى فرايض از من نجات مىيابد ، و با به جا آوردن نوافل به من تقرّب پيدا مىكند . » پيامبر ( ص ) گفته است : « خداوند فرموده است : بندهام از من نجات نمىيابد مگر با اداى آنچه بر او واجب كردهام . » يكى از بزرگان گفته است : بنده
هامش
( 54 ) غوالى اللئالى ، چنان كه پيش از اين گذشت ؛ سنن ، ابى داوود ، ج 1 ، ص 184 ، با كمى اختلاف .
( 55 ) مسند ، احمد ، ج 4 ، ص 65 و 130 ؛ سنن ، نسائى ، ج 1 ، ص 232 .