تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
حيث معنا بر اشتراط حضور قلب در نماز دلالت دارد .

فصل

( 1 ) اگر گفته شود : چنانچه حضور قلب شرط صحّت نماز دانسته شود ، و با فقدان آن به بطلان نماز حكم گردد با اجماع فقيهان مخالفت شده است ، چه آنها حضور قلب را جز به هنگام گفتن تكبيرة الاحرام شرط ندانسته‌اند ، پاسخ اين است كه همان گونه كه پيش از اين در كتاب علم گفته شد فقيهان در باطن تصرّف نمىكنند ، و بر آنچه در دلها و در طريق آخرت است نظر ندارند بلكه ظواهر احكام دنيا را بر ظاهر اعمال جوارح حمل مىكنند ، و ظواهر اعمال از نظر حاكم براى سقوط قتل يا تعزير كافى است ، امّا حضور قلب در نماز چيزى است كه در آخرت سود مىرساند از اين رو از حدود فقه خارج است علاوه بر اين كه ادّعاى اجماع در عدم اشتراط حضور قلب در نماز درست نيست ، چه از پيشينيان نقل شده كه گفته‌اند : كسى كه خشوع نداشته باشد نمازش باطل است ، و ديگرى گفته است : هر نمازى كه در آن حضور قلب نباشد عقوبتش سريعتر است ، و به طور مسند از پيامبر ( ص ) روايت شده است : « بنده نماز مىگزارد در حالى كه يك ششم و يا يك دهم آن براى او نوشته نمىشود ، و تنها از نمازش آنچه را از آن فهميده برايش ثبت مىگردد . » « 6 » اين سخن اگر از ديگرى نقل شده بود آن را به صورت مذهبى درمىآوردند ، بنابراين چگونه مىتوان از تمسّك به آن خوددارى كرد . عبد الرحمان بن زيد گفته است : علما اجماع كرده‌اند بر اين كه بنده را از نمازش جز آنچه از آن را درك كرده بهره‌اى نيست ، و او در اين باره ادّعاى اجماع كرده است ، و آنچه از اين نوع سخنان از فقيهان پارسا و عالمان راه آخرت نقل شده از حدّ شماره بيرون است .
هامش
( 6 ) غوالى اللئالى ، ابن ابى جمهور احسائى .