پذيرفته مىشود يا نه .
ابن عبّاس گفته است : دو ركعت نماز به اختصار با تفكّر بهتر از عبادت شبى است كه دل از آن غافل باشد .
مىگويم : خشوع در نماز دو قسم است ، يكى خشوع دل است ، و آن اين است كه انسان افكارش را براى اين مقصد مجتمع سازد ، و از غير آن روى گرداند به گونهاى كه در دل او جز معبود چيز ديگر وجود نداشته باشد . امام صادق ( ع ) فرموده است : « اين كه از مؤمنان خواسته شده است در دنيا زهد ورزند براى اين است كه دلهاى آنها براى آخرت فارغ باشد . » « 99 » ديگر خشوع جوارح است و آن عبارت از اين است كه چشمان را پايين اندازد ، و دل را به سوى نماز متوجّه سازد ، و به هيچ چيز ديگر توجّه نكند ، و خود را با چيزى مشغول و سرگرم نسازد « 100 » . خلاصه آن كه جز براى نماز حركتى در او پديد نيايد ، و دست به انجام هيچ يك از مكروهات نزند .
در كافى به سند صحيح از زراره از ابى جعفر امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « چون به نماز مىايستى بر تو لازم است كه همهء حواس خود را متوجّه آن سازى ، زيرا از نماز تو تنها آنچه در آن حضور قلب داشتهاى قبول و حساب مىشود . در نماز با دست و سر و ريش خود بازى مكن ، با خود سخن مگو ، دهن درّه مكن و خميازه مكش ، و دستها را روى هم مگذار « 101 » ، چه اين عمل مجوس است ؛ و نقاب بر چهره مينداز ، در سجود و جلوس پاها را به هم مچسبان و مانند شتر ميان دو پا را باز بگذار ، بر دو زانو و انگشتان پا منشين ، بازوهايت را بر زمين پهن مكن ، انگشتانت را به صدا درنياور ، زيرا همهء اينها نقصان در نماز است . همچنين با كسالت و خوابآلودگى و سنگينى نماز را به
هامش
( 99 ) كافى ، ج 2 ، ص 16 ، شمارهء 5 .
( 100 ) خصال ، صدوق ، ج 2 ، ص 165 .
( 101 ) مراد تكفير است كه اهل سنّت انجام مىدهند ، و آن نهادن كف دست راست بر روى دست چپ مىباشد ، كه به فتواى مراجع شيعه موجب بطلان نماز است . - م .