تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
مورد ترتيب در دستها ذكر كرديم در اين جا درست نيست چه در ميان انگشتان پا سبّابه وجود ندارد ، و همهء انگشتان در حكم يك صف بر روى زمين ثابت قرار مىگيرند ، از اين رو بايد از سمت راست شروع كرد ، و فرض اين كه كف پا را بر كف پا نهادن و در آمدن انگشتان به صورت حلقه‌اى دايره‌وار دور از طبع است در حالى كه در دستها چنين نيست . مىگويم : بر حسب طريقهء ما ( تشيّع ) در ترتيب چيدن ناخنهاى دست همين توجيه نسبت به روايت دوّم كه غزّالى آن را نقل كرده درست است ، چه طريقه ما به مطالبى كه غزّالى پيرامون اين حديث نقل كرده است نظر نمىكند ، و به آنچه پيامبر بزرگوار ( ص ) در نظر داشته بسنده كرده ، و دستها را به حال خود واگذاشته است . امّا راز ترتيبى كه در روايت نخست است شايد اين باشد ، كه در يكايك انگشتها پس از نخستين آنها ضمن حفظ ترتيب و به حال خود گذاشتن دستها تيامن يعنى شروع از راست رعايت شود . غزّالى مىگويد : اين دقايق و اسرار ترتيب ، در پرتو انوار نبوّت در يك لحظه منكشف مىشود ، و تنها رنج و تعب ماست كه به درازا مىكشد ، سپس اگر آن را بىمقدّمه از ما بپرسند بسا به ذهن ما خطور نكند ، و چنانچه عمل پيامبر خدا ( ص ) و ترتيبى را كه در آن رعايت مىكرده است براى ما ذكر كنند ممكن است در سايهء كمك آن حضرت به شهادت حكم و آگاهى بر معناى آن ، مقصود استنباط شود ، و نبايد گمان كرد كه افعال او در همهء حركات از وزن و قانون و ترتيب بيرون بوده است ، چه در همهء افعال اختيارى كه فاعل در ميان دو قسم يا چند قسم مخيّر است به حكم اتفاق بر يكى از آنها اقدام نمىكند ، بلكه به آنچه مقتضى اقدام و تقدّم است دست مىزند ، زيرا كارى را ناانديشيده و بر حسب عادت انجام دادن - چنان كه اتفاق مىافتد - خوى چهارپايان است ، و ضبط و رعايت حركات ضمن سنجش معانى آنها خوى اولياى خداوند است ، و هر قدر اعمال و حركات انسان و خطورات قلبى او به ضبط و قاعده نزديكتر ، و از اهمال و ناموزونى و بيهودگى دور تر باشد ، قرب او به مرتبهء پيامبران و اولياى