خود را در دلهاى آنها جا دهد ، و صورتش را در چشمان آنها نيكو جلوه دهد ، تا مبادا آنان او را حقير بدانند ، و در چشمانشان كوچك به شمار آيد ، در نتيجه باعث نفرت آنان از او شود ، و براى منافقان وسيلهاى جهت رماندن آنها از او گردد . و اين امر بر هر دانشمندى كه عهدهدار دعوت مردم به سوى خداست واجب مىباشد ، يعنى لازم است ظاهرا و به گونهاى باشد كه موجب نفرت مردم از او نشود ، بىترديد در اين گونه امور ملاك نيّت است ، چه اين كارها ذاتا اعمال مباحى هستند كه قصد و نيّت خصوصيّات آنها را تعيين مىكند ، و آرايش اگر بدين نيّت باشد محبوب شارع است ، و ژوليدگى محاسن براى اظهار زهد ، و نشان دادن بىتوجّهى به نفس از ديدگاه شرع ممنوع است ، ولى همين امر به سبب پرداختن به كارى كه در نظر شرع از آن مهمّتر است محبوب مىباشد . اينها احوالى است درونى ميان انسان و خدا ، و در اين ميدان حسابرس بصير است و نيرنگ و تزوير در او به هيچ وجه راه ندارد .
و بسيارند نادانهايى كه اين كارها را انجام مىدهند ، و منظورشان جلب توجّه مردم به سوى خويش مىباشد ، در حالى كه او را بر خود و ديگران مشتبه ، و گمان مىكنند كه قصدشان خير است ، از اين رو مشاهده مىشود گروهى از علما لباسهاى فاخر مىپوشند و ادّعا مىكنند كه در اين كار قصدشان به خاك مالاندن دماغ بدعتگران و مخالفان و تقرّب جستن به درگاه خداوند است ، امّا اين كار در آن روز معلوم خواهد شد كه پرده از اسرار برداشته شود ، و مردگان از گورها برانگيخته شوند ، و آنچه در سينههاست تحقّق يابد ، و در آن روز سره از ناسره جدا خواهد شد . و ما از رسوايى آن روز بزرگ به خداوند پناه مىبريم .
مىگويم : در تشويق به شانه كردن ، اخبار بسيارى از اهل بيت ( ع ) وارد ، و در كتابهاى كافى و الفقيه و جز اينها نقل شده است :
در كافى « 115 » به سند خود از ابى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) روايت
هامش
( 115 ) همان مأخذ ، ج 6 ، ص 489 ، به شمارهء 7 ؛ الفقيه ، ص 29 ، به شمارهء 106 .