مىكند ، مانند بحث از اعتمادات « 25 » و اكوان و ادراكات و بررسى اين كه آيا رؤيت را ضدّى است كه آن را منع و كورى مىنامند ، و اگر هست يكى است كه آن مانع از مشاهدهء همهء ديدنيهاست ، يا به عدد هر چه ديدنى و مشاهدهء آن ممكن است مانعى وجود دارد ، و امثال اين قبيل سخنان پوچ و گمراه كننده . قسم دوّم سخنان بيشترى است كه دربارهء اين ادلّه گفته شده و خارج از قواعد عقايد است و مشتمل بر پرسشها و پاسخهايى است كه بررسى آنها از سوى كسى كه به مقدار مذكور قانع نشده جز مايهء مزيد جهل و گمراهى نيست ، و بسا سخنى كه شرح و توضيح زياد بر پيچيدگى آن مىافزايد .
اگر گفته شود بحث از احكام ادراكات و اعتمادات ذهن را تيز و قوى مىكند ، و ذهن وسيلهء فهم دين و مانند شمشير مىباشد كه وسيله و ابزار جهاد است ، از اين رو تقويت و تيز كردن آن اشكالى ندارد ، پاسخ اين است كه اين سخن مانند گفتار كسى است كه بگويد بازى شطرنج ذهن را تيز و فعّال مىكند ، لذا شطرنج بازى از دين است ، در حالى كه اين سخن هوس و برخاسته از هواى نفس است ، چرا كه ذهن را مىتوان با ممارست در علوم شرعى تيز و فعّال كرد ، و از آنها بيم مضرّتى نيست .
اينك از آنچه گفته شد مقدار نكوهيده و ستوده از علم كلام معرّفى ، و حالتى كه انسان در آن نكوهيده و يا ستوده است ، و شخصى كه از آن سود مىبرد و يا نفعى از آن عايدش نمىشود مشخص شد .
فصل
( 1 ) اگر گفته شود : همان گونه كه اعتراف دارى فنّ كلام در دفع بدعتگذاران مورد نياز است و چون امروز بدعتها شايع ، و بلوا عامّ و نياز به آن محسوس است ، ناگزير فرا گرفتن آن در زمرهء واجبات كفايى و مانند علم قضا و ولايت و
هامش
( 25 ) اعتماد چيزى را گويند كه اندفاع جوهرى سوى حيزى اقتضا كند ( احياء العلوم ، ترجمهء خوارزمى ، ج 1 ، ص 223 ) . - م .