تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
شناخت آنها آن چنان كه هستند ، ليكن بعيد است كه اين مطلوب شريف از كلام حاصل شود ، و شايد اشتباه و گمراهى در آن بيش از كشف و شناسايى باشد . اين سخن را اگر قشرى يا محدّثى بگويد چه بسا به دل خطور كند كه طبق آنچه گفته شده است : مردم دشمن چيزى هستند كه آن را نمىشناسند ، ليكن تو اين سخن را از كسى مىشنوى كه در كلام احاطهء تمام دارد ، و پس از تعمّق و ورزيدگى در آن ، و وصول به بالاترين درجات متكلّمان ، و غوررسى تمام علومى كه به كلام مربوط است ؛ اين فنّ را دشمن داشته ، و به حقيقت دانسته است كه راه شناخت حقايق از اين سمت مسدود است . البتّه علم كلام از كشف و تعريف و روشن ساختن پاره‌اى امور خالى نيست ، ليكن اين امر به طور نادر و در امور روشنى است كه پيش از تعمّق در فنّ كلام تقريبا قابل فهم و دركند ، بلكه فايدهء كلام يك چيز بيش نيست ، و آن پاسدارى از عقيدهء عوام است كه ما آن را ذكر كرديم ، و حفظ آن از آسيبهاى بدعت‌گذاران از طريق انواع جدل مىباشد ، زيرا عامى ضعيف است ، و جدل بدعت‌گذاران هر چند فاسد و نادرست باشد او را از جا به در مىبرد ( و منحرف مىكند ) ، و فاسد چون با فاسد روبرو شود دفع مىگردد ، و تودهء مردم به اين عقايد پاى بندند ، زيرا اينها به خاطر صلاح دين و دنياى آنان در شرع وارد شده است . و عالمان مأمورند كه اعتقاد عوام را در برابر نيرنگهاى بدعت‌گذاران حفظ كنند ، همچنان كه پادشاهان موظّفند اموال آنها را از هجوم ستمگران و غاصبان محفوظ دارند . اكنون كه بر موارد سود و زيان فنّ كلام آگاه شدى بايد همچون پزشك حاذق باشى كه داروى خطرناك را جز بر موضع درد نمىنهد ، و آن را به هنگام نياز و به اندازهء احتياج به كار مىبرد . تفصيل اين سخن آن كه مردم عوام پيشه‌ور و صنعتگر دو دسته‌اند . دسته‌اى عقايد حقّه‌اى را كه ما ذكر كرديم دارا هستند ؛ اينها را بايد بر همين سلامت عقيده واگذاشت و ياد دادن كلام به آنها زيان محض مىباشد ، زيرا بسا در دل آنها شكّ برانگيزد ، و اعتقاد آنها را