پرهيزگاران نيست تا آنگاه كه آنچه را در آن بيمى نيست به خاطر آنچه در آن بيم گناه است رها كند » « 31 » مانند پرهيز از گفتگو پيرامون احوال مردم از بيم اين كه مبادا به غيبت كشانيده شود ، و پرهيز از خوردن غذاهاى لذيذ از ترس اين كه مبادا باعث نشاط و سرمستى او شود ، و به ارتكاب گناه منجر گردد .
4 - مرتبهء چهارم ورع صدّيقان است : و آن عبارت از اعراض از هر چيز غير خداست از بيم اين كه مبادا ساعتى از عمرش را صرف چيزى كند كه مايهء مزيد تقرّب او در پيشگاه حقّ تعالى نباشد ، هر چند او مىداند و برايش محقّق است كه او را به حرام نمىكشاند .
اين مراتب هيچ كدام مورد نظر فقيه نيست ، جز مرتبهء نخست كه مربوط است به ورع شاهدان و قاضيان و آنچه به عدالت آنان زيان مىرساند ، و داشتن چنين عدالتى در آخرت گناه را منتفى نمىكند .
پيامبر ( ص ) به وابصه فرمود : « از دلت فتوا بخواه هر چند مفتيان به آن فتوا دهند . » « 32 » فقيه دربارهء خطورات قلبى و چگونگى به كارگيرى آنها سخن نمىگويد ، بلكه تنها نسبت به آنچه عدالت را خدشهدار مىسازد بحث مىكند .
بنابراين تمام نظرات فقيه به دنيا كه صلاح راه آخرت بسته به آن است مربوط مىشود ، و اگر احيانا دربارهء صفات قلب و احكام آخرت سخن گويد به طور طفيلى بحث مىكند ، چنان كه گاهى مطالبى از طبّ ، حساب ، نجوم و كلام نيز در سخنان او يافت مىگردد ، همان طورى كه علم حكمت در نحو و شعر نيز وارد مىشود .
فصل : ردّ شديد مؤلّف بر غزّالى در معناى علم فقه
( 1 ) اگر گفته شود : شما فقه را به اين سبب با طبّ برابر كرديد كه طبّ نيز متعلّق
هامش
( 31 ) سنن ترمذى و ابن ماجه ، چنان كه در المغنى است .
( 32 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 228 از حديث وابصة بن معبد اسدى .