تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
خداشناسند ، و هم اوامر و احكام الهى را مىدانند . اين دانشمندان در مرز مشترك جهان معقولات و عالم محسوسات جاى دارند ؛ اينان گاهى به سبب حبّ الهى و قرب به خداوند با او مأنوسند ، و زمانى از نظر شفقت و رحمت به بندگان او با آنها همدم و همنشين مىباشند . هنگامى كه از سفر روحانى خود به سوى خلق باز مىگردند ، در ميان مردم مىآيند ، و همچون يكى از آنان مىباشند و گويى خدا را نمىشناسند ، و چون با خدا خلوت مىكنند ، و كمر به خدمت او مىبندند و به ياد او مشغول مىشوند ، گويى به هيچ روى مردم را نمىشناسند . آرى اين طريقهء پيامبران و صدّيقان است ، و مراد پيامبر اكرم ( ص ) كه فرموده است : از عالمان بپرس ، با حكيمان معاشرت كن و با بزرگان همنشين باش ، همين دسته است . بنابراين مقصود پيامبر ( ص ) در اين كه فرموده است : از عالمان بپرس ، دانشمندانى است كه به اوامر و احكام خدا دقيقا واقفند ليكن خدا را چنان كه بايد نشناخته‌اند ، از اين رو دستور داده است به هنگام نياز مسائل شرعى از آنها پرسش و استفتا شود ، امّا حكيمان آنهايى هستند كه خدا را به خوبى مىشناسند ، ليكن اوامر و احكام الهى را به طور دقيق نمىدانند . پيامبر ( ص ) دستور داده است كه با آنها معاشرت و آمد و رفت شود . و منظور از بزرگان دانشمندانى است كه در هر دو جهت دانا و آگاه مىباشند ، بدين سبب پيامبر خدا ( ص ) دستور مجالست با آنها را داده است ، زيرا همنشينى آنها مايهء خير دنيا و آخرت است . براى هر يك از اين سه دسته از دانشمندان ، نشانه‌هايى است . نشانهء عالم به اوامر و تكاليف الهى ذكر زبانى است نه قلبى ، ترس از خلق است نه از خالق ، شرم ظاهرى از مردم است نه شرم باطنى از خدا . نشانهء عالم خداشناس اين است كه پيوسته به ياد خدا مشغول و ترسان و شرمگين است ، ذكر او قلبى است نه زبانى ، بيم او توأم با اميد است و ترس توأم با گناه نيست . شرم و حياى او در اندرون دلش ريشه دارد و ظاهرسازى نيست . امّا نشانه عالم و دانشمندى كه هم خداشناس و هم دانا به اوامر و احكام او مىباشد داشتن شش امتياز است ، سه تاى آنها همانهاست كه دربارهء عالمى كه تنها خداشناس است گفته شد ، و سه تاى