چنان كه از ديباچه و خاتمهء آن برميآيد . ميخواسته است خود تأليف كند و « در هر بابى از ابواب مكارم اخلاق از آيات قرآن و اخبار پيغمبر و اشارات و سجلات موالى از نصوص كلام و احاديث رسول عليه السلام و نكات رجال و دعوات موالينا لذكرهم السلام و نكت رجال و دعاة ايشان و سخن حكما و بزرگان كلمهاى چند ثبت » نمايد « تا فايدهء مطالعه و تذكار و قرائت و تكرار آن عموم رفيقان طالب را حاضر و غايب شامل باشد » ، اين بود كه محتشم چند برگى به خط خود از آنچه به ياد داشت نوشت و آن را « فهرست » ناميد .
او در دنبال هر بابى مطالبى آورد ولى براى « ازدحام اشغال مملكت و گزاردن مصالح و مهمات رعيت » نتوانست آن را بپايان برد و ناگزير بخواجهء طوسى دستور داد كه نوشتهء او را كامل سازد و به دو گفت كه « شمهاى از آنچه استماع ميكنى از املاء ما و در كتب اهل دعوت مىبينى شمهاى را با آن اضافت كرده تا چون تمام شود و نظر ما بر آن بگذرد اگر مصلحت بينيم فرماييم كه از سواد با بياض برگيرند » طوسى هم پذيرفت و آنچه از محتشم مىشنيد در آن مىنوشت « و اگر فنى بود كه اسم آن در فهرست مثبت » بوده و كمتر دربارهء آن سخن رفته بود از « كتب اهل دعوت » كلمهاى چند بر گرفته بر آن ميافزود و پس از پايان يافتن ابواب چهل گانهء كتاب هم آن را بمحتشم نشان داد تا اگر بخواهد آن را بپسندد .
خواجه در اين كتاب چنان كه ديدهايم نخست آيات قرآن آورد و سپس اخبار نبوى آنگاه خبرهاى علوى سپس سخنان امامان ديگر شيعى و از صحيفهء سجاديه كه من بيشتر آنچه طوسى از اين صحيفه گرفته بود توانستهام در صحيفهء موجود و دسترس بيابم .
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچه 14
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
صديباچه ١٤