تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ذكر به تدريج زياده سازند ، و ديگر آن كه مستقبل قبله نشيند ، و ديگر آن كه دستها را به زانو نهد و بغلها را گشاده دارد چنانچه هيئت دائره پديد آيد و با وضو باشد و بهتر آن كه بعد از اداء طاعات مفروضه بدان قيام نمايد ، و ديگر چشم بر هم نهاده گويد ، و ديگر آن كه در كنج خلوت تاريك باشد كه گفتگوى خلق او را مشوش نكند ، شيخ علاء الدولهء سمنانى گويد :
شرط اين ره طالبان دانند چيست * دائماً با نفس خود بودن بحرب قوت خود كردن ز خون دل مدام * ترك كردن لقمهء شيرين و چرب . . . . . . . . . . . . . . . . * خلوت تاريك و بيدارى شب
« فغانى »
گرنه فريب وعدهء روز جزا بود ز تو * سوى بدن كه آورد عقل گريز پاى را
« ولى دشت بياضى »
دل به راه طلبش گرم عنان مىبايست * ديدهء شوقم از اين به نگران مىبايست شوق نگذاشت كه دستى بنهم بر دل ريش * ورنه اين راز هنوز از تو نهان مىبايست به تمناى تو ترك دو جهان كرد « ولى » * مهربانى توأم در خور آن مىبايست

اقسام استعاره و مجاز

* فائده : در بيان أقسام استعاره و تشبيه و مجاز و كنايه كه اسمى خاص دارند بر سبيل اختصار : بدان كه استعاره عبارت است از استعمال مشبه به در مشبه از جهت مبالغه در تشبيه و فرق ميان استعاره و تشبيه آن است كه در استعاره بايد مطلقاً اشعارى به تشبيه نباشد به خلاف تشبيه كه بايد از آن اثبات مشابهت مفهوم شود يا بر سبيل تصريح مثل « زيد كالأسد » يا بتلويح مثل « زيد اسد » و آن را تشبيه بليغ مىنامند ، و بعضى آن را داخل استعاره شمرده‌اند . و مجاز عبارت است از استعمال لفظ در غير موضوع له و آن اعم از استعاره