تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و « إلا اللّه » را از ابتداى حلق فرو آورده بر قوس يسار كه تعلّق به قلب دارد منطبق سازد و بايد نفس را حبس كند به قدر وسع و به قوت اداء كند چنان كه دل متأثر شود و منظور اثبات وحدانيت و انحصار مطلوبيت در ذات احديت باشد و اين ذكر را بعضى با حركت سر و بدن قرب بهيئت دائره محسوسه أداء مىكنند و بعضى به تصور حركت اكتفا مىكنند و اين طريقه مشايخ نقشبنديه است و اين ذكر را حمايلى و هيكلى گويند ؛ و نوع ديگر آن است كه با رعايت قوت و حفظ نفس سر را برابر ناف آورده « لا » را بر قطر مذكور بالا كشد و « إلا » را بر جانب راست به قصد مذكور فرود آورد و باز « إلا » را بر همان قطر بالا كشد و « اللّه » را از جانب چپ بدل فرو برد و اين نوع را خفى و چهار ضرب ناميده‌اند ؛ و نوعى ديگر كه آن را مجمع البحرين گويند آن است كه جنبين كه طرف ناف و حلق باشد به دو دائرهء كامله منقسم سازند يكى دائره نفى كه بر داشتن « لا » است به دستور مذكور و فرود آوردن « إله » از طرف راست كه چنان كه باز بناف متصل شود بر هيئت دائره كه اين دو كلمه قوسين آن باشد و آن را دائره امكان تصور كند چنان كه هيچ ممكنى از آن خارج نباشد تا همه در نفى داخل باشند و ديگرى دائره اثبات كه آن برداشتن « إلا » است به همان دستور فرود آوردن « اللّه » از طرف چپ بر هيئت مذكوره كه قوسين اين دائره باشد كه در تصور دائره وجوب است . شيخ نجم الدين راضى در مرصاد العباد گفته كه اين ذكر را جبرئيل امين تعليم سيد المرسلين كرد و آن حضرت بعد از فريضه صبح به آن اشتغال مىنمود و آن را به صاحب سر خود و ولى عهد خود على مرتضى آموخت و از آن حضرت به اولاد اطهار او منتقل شد و اربابان عرفان آيهء شريفهء « واذكر ربك تضرعاً و خفية و دون الجهر من القول » را به اين ذكر تفسير نموده‌اند و عطف « دون الجهر » را غير از « اذكر فى نفسك » دانسته‌اند و « دون » را به معنى نزديك گرفته‌اند و آن را به ذكر اخفاتى كه واسطه ميان جهر واخفات است تفسير نموده‌اند .