ما همه فانى و بقا بس تراست * ملك تعالى و تقدس تراست
جز تو فلك را خم دوران كه داد * ديگ جسد را نمك جان كه داد
چون قدمت بانگ بر ابلق زند * جز تو كه يا رد كه انا الحق زند
هر كه نه گوياى تو خاموش به * آنچه نه ياد تو فراموش به
ساقى شب دست كش جام تو است * مرغ سحر خوش سخن از نام تو است
پرده بر انداز برون آى فرد * گر منم آن پرده بهم در نورد
نسخ كن اين آيت ايام را * مسخ كن اين صورت اجرام را
« شعر در تعريب لمؤلفه »
خيزوا الى الخرابات يا أيها الهمادم * لا تشنووا النصيحة من هذه المرادم
عالج جراحة الدل من دستك النگارين * فى زخم ذلك الدل لاتنفع المراهم
خذ أيها الصفائى نقد الروان فى الكف * صراف عشق يارك لا يقبل الدراهم
با ياد ررخش ز ياد ما ياد مباد * گو هستى ما زبيخ و بنياد مباد
هر چند نشد ز عشق شادان نفسى * جز عشق نصيب جان نا شاد مباد
طرق ذكر خفى
* فائده :
در بيان طريق ذكر خفى كه قلبى نيز گويند در كلمه توحيد بدان كه از مشايخ طريقت در اين خصوص چند نوع منقول است :
اول آن است كه ذاكر از ناف تا حلق خود را قطر دائره فرض كند كه دو پهلوى ذاكر از طرفين قوسين آن دائره باشد و قصد كلمهء طيبهء « لا إله إلا اللّه » كند به اين نحو كه از ناف شروع كرده « لا إله » را بر قوس يمين كه تعلّق به نفس او دارد منطبق گرداند تا نفى آن به قطع تعلق ذاكر از مشتهيات و مألوفات نفس راجع شود ،