بسم اللّه بخواب مشغول شويم .
زن گفت : چرا كلاه از سر گرفتى گفت :
قاعدهء ولايت ما اين است كه از سر با زن مجامعت مىكنند زن از جا جست و فرياد كشيد عاقبت آن دراهم را با مثل آن رد كرد و مرد مدت را بخشيد .
مردى ديگر نيز به چنين زنى گرفتار شد كرباس بسيارى با حليل خو پيچيد تا مثل سبوئى شد ، چون وقت عمل شد زن گفت :
اين چيست ؟
گفت من داء الشبل دارم اطباء گفتهاند ، جماع بسيار كنم تا زن زهر را بكشد زن صيحهاى زد و وجه را رد نموده مستخلص شد .
مطايبات
* مطابية :
روزى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با حضرت امير عليه السّلام خرما مىخوردند هر خرما كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىخورد پنهان دانهاش را نزد امير عليه السّلام مىنهاد تا تمام شد پيش حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هيچ دانه خرما نبود و همه نزد حضرت امير بود حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
من كثر نواه فهو أكول هر كه دانه او بيشتر بود بسيار خورنده است .
حضرت امير فرمودند : من أكل نواه فهو آكل هر كه خرما را با دانه خورده است ، آن خورندهتر است .
حضرت امير چون اين كلام را فرمود :
حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تبسم نموده فرمان داد تا هزار درهم به آن حضرت انعام دادند .
و به صحت رسيده كه أحياناً حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بعضى خوردسالان را به مطايبه خطاب مىفرمودند ياذا الاذنين اى صاحب دو گوش ، و بسيار با اصحاب به پاى مسابقت مىكردند يعنى با هم در دويدن پيشى مىگرفتند و كشتى مىگرفتند .