تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
و آن دو نفر نيز از نماز فارغ شده و نشسته بودند و با هم مكالمه مىكردند و سر گذشت محاسبات خود را مىنموده و گفتگوئى مىكردند كه همه متضمن اقرار مدعى بود و از آنجا برخاسته و رفتند . روز ديگر كه باز به حضور خليفه رفتند مدعى گفت : اين مرد در خلوت مقر به حق من است از آن جمله ديروز هم در مسجد اقرار نمود . خليفه گفت : كسى در آنجا بود ؟ گفت : نه به غير از يك مرد عرب كورى كه در آن بين ، ابوالعلاء وارد شد ، گفت : همين شخص بود خليفه كيفيت را از او استفسار نمود . ابوالعلاء گفت : من كورم و كسى را نمىشناسم و اين دو نفر را از هم فرق نمىكنم و با وجود اين زبان فارسى نمىفهم و نمىدانم چه گفتند : و ليكن آن سخنهائى كه اين دو گفتند : لفظهاى آن را همه ياد دارم مىگويم ببنيد چه معنى دارد و هر يك از اين دو حرف زنند تا من بگويم سخنهاى هر صاحب صدائى چه بود پس مدعى و مدعى عليه سخن گفتند : ابوالعلاء گفت : كه صاحب اين صدا چه گفت و صاحب آن صدا چنين و چنان جواب گفت پس أول چه گفت دوم چه گفت و همچنين تا جميع مكالمات ايشان را بيان كرد ، چون مترجم آنها را شنيد ديدند كه مدعى عليه اقرار كرده بود پس خليفه حكم را از براى مدعى كرد .

انواع بسيار اعداد ابجدى

* فائده : اعداد ابجدى را انواع بسيار است ، يكى آن كه مشهور است كه « الف » يكى است تا « غ » هزار ، و يكى ديگر به حسب تكرار حروف باشد و اين اعداد را اجزاء جفرى خوانند و جملهء اين عدد از بيست و هشت در نگذرد « الف » يكى باشد و « غ » بيست و هشت پس لفظ ملك بنا بر اين سى و شش مىشود و
خزائن ( فارسى ) — صفحة 391 | حسن حسن زاده آملى / المحقق النراقي