دل كه ز عشق آتش سودا در اوست * قطرهء خون است كه دريا در اوست
ناله ز بيداد نباشد پسند * چند دل و دل ز چهاى دردمند
به كه نه مشغول به اين دل شوى * كش ببرد گريه چو عاقل شوى
« شيخ احمد غزالى »
تا يافت جان من خبر ذوق نيمه شب * صد ملك نيم روز به يك جو نمىخرم
« لاادرى »
پرده ناموس ننگم مانع ديوانگى * يك نظر سويم كن و از ننگ عقلم وارهان
« شعر فيه ايهام »
هلال يك شبه را گر قرين مه سازى * شفق فرونشده صبح دم طلوع كند
گويا مراد از هلال زلف باشد ، و از مه عارض ، و از شفق سرخى عارض ، و از صبحدم بياض بناگوش و گردن .
بعضى از احكام نجوم
* فائده :
بدان كه هر كوكبى از كواكب سبعة را شرف در برجى باشد و برج مقابل شرف هبوط باشد ، و تفصيل شرف از اين بيت معلوم مىشود .
فلو كايج يه خط كح سصيط * هيا كز ده يه راج سبج
« 1 »
هامش
( 1 ) - فاء اشاره به شرف است و حرف اول هر كلمه اشاره به كوكبى كه حرف آخر آن را به جايش آورده و حرف دوم اشاره به بروج و باقى اشاره به درجات است پس فلو كا يعنى شرف زحل در ميزان 21 درجه ، يج يه : شرف مشترى در سرطان 15 درجه .
خط كح : شرف مريخ در جدى 28 درجه ، سصيط : شرف شمس در حمل 19 درجه .
هياكز : شرف زهره در حوت 27 درجه ، ده يه : شرف عطارد در سنبله 15 درجه .
راج : شرف قمر در ثور 3 درجه ، سبج : شرف رأس در جوزا 3 درجه . و موضع هبوط هر يك از اينها در درجه مقابل شرف ايشان يعنى در برج هفتم به همان درجه است پس هبوط زحل در حمل 21 درجه باشد و هكذا و در اين بيت كه تالى بيت شرف است مواضع هبوط كواكب و رأس برمز آورده شد .طلصكا يط يه خج كح سويط * ههكز ديايه رزج سحجكه ط طلصكا اشارت بهبوط است و باقى به بيانى كه در بيت شرف گفته شد و در زيج بهادرى گويد كه هر كوكب را از بروج خانه شرف است به درجه معين ، چون در آن خانه نقل كند قوت شرف او ابتداء نمايد و متزايد باشد تا به درجه شرف رسد و اين وقت به غايت اين قوت رسيده باشد و به تدريج كمتر شود تا آن كه از بيت آن شرف بيرون آيد و هر گاه كوكب در برج هبوط باشد ضعيف باشد و اكثر منجمين براى تعين بيت شرف ضابطه بيان كردهاند و ليكن چندان قربت به صواب ندارد و حق اين است كه فقط تجربه را دليل شرفيت گردانيدن اولى است .
فائده : در زمانى كه شمس در شرف باشد حروفى را نويسند و با خود دارند و در نگين انگشتر نيز حك كنند و آن حروف را كفعمى در مصباح آورده و عبارتش اين است :
ان هذه الاحرف صفة الاسم الاعظم و هى [ تصوير ] و در ديوان منسوب باميرالمؤمنين على عليه السّلام به اين صورت است كه مىفرمايد :خمس هاءات و خط فوق خط * و صليب حوله اربع نقط
ثم همزات اذا اعددتها * فهى سبع لم تجد فيها الغلط
ثم واو ثم هاء بعد ها * ثم صاد ثم ميم فى الوسط
تلك اسماء عظام قدر ها * فاحتفظ فيها و اياك الغلط
تشتفى الاسقام و الداء التى * عجزت عنها اطباء النمط[ تصوير ] به نكته 977 كتاب ما هزار و يك نكته رجوع شود .