حمل و عقربست با بهرام * قوس و حوتست مشترى رارام
تير جوز او خوشه ، مه سرطان * خانهء آفتاب شير مدام
ثور و ميزان چه ؟ خانه زهره است * مر زحل راست جدى و دلو مقام
بدان كه اتصالات را حدى اس تا بدان نرسد اتصال نمىشود و حد ديگر كه چون از آن بگذرد باطل شود وبناى آن اجرام كواكب و جرم هر كوكبى مقدارى است درين بيت مذكور است :
بدان اجرام سيارات بىريب * لطيط خح سيه هر در ريب
پس هر گاه كه بعد ميان دو كوكب پيش از وقوع نظر به قدر مجموع جرمين هر دو رسد آغاز اتصال بود و چون دورى به قدر نصف جرمين رسد - و به مذهب بعضى به قدر جرم كمتر - آغاز قوت اتصال بود ، و چون به مركز رسد يا بعد ميان دو كوكب به قدر سدس يا ربع يا ثلث يا نصف دور شود غايت قوت اتصال بود ، و چون باز به نصف جرمين يا نصف جرم أقل رسد غايت اتصال باشد ، و چون به قدر تمام جرمين شود منصرف شوند .
و فى الحديث القدسى :
يا مطلقا وصالنا راجع ، و يا محلقاً على هجرنا كفر ، إنما أبعدنا إبليس لأنه لم يسجدلك فوا عجبا كيف صالحته و هجرتنا .
قيل لشخص : ما الفرق بين المايح و الماتح ؟ قال : الفرق بين نقطتيهما ، أقول المايح من يستقى من البئر فى الأسفل أى يدخل البئر و يستقى و الماتح من يستقى من أعلاها بالدلو و الحبل .
ابن عباس گفته است كه اگر در ازل نعم مىگفتند مقام بلى همه كافر مىشدند ، و وجه آن اين است كه بلى موضوع است از براى ابطال نفى و اثبات منفى و نعم از براى تصديق مخبر .
« شعر مشكل »
شخصى به غلام خويش گفتا زن خواه * زن خواست غلام شاه آمد ناگاه