نقطه بامدار آفتاب تقاطع كند و آن در دو نقطه متقابل باشد ، آن نقطه كه چون كوكب از آن گذرد شمالى شود رأس خوانند و آن ديگر را ذنب ، و موضع جوزهر قمر از تقاويم معلوم مىشود زيرا كه رأس قمر را نويسند .
و أما كواكب خمسهء متحيره حركت جو زهر ايشان چون حركت ثوابت باشد و حركت اوجات در رسالهء مذكوره مواضع جو زهر اترا در سال يكصد و شصت و هفت جلالى به اين وضع تعيين نموده :
جوزهر رأس زحل ج يج ند ، مشترى ج ه كد ، مريخ ايو كز ، زهره ب ح ج ، عطارد اد د ، و ذنب هر كوكبى مقابل رأس است و بنابر آنچه در اوجات مذكور شد مواضع جو زهرات در حال تحرير اين كتاب چنين مىشود : زحل ج كديد ، مشترى ج ز لد ، مريخ ايح ى ، زهره ب ى يح ، عطارد ازا .
در معرفت اقبال كوكب
* فائده :
در معرفت اقبال كوكب و ادبار آن و كوكب خالى السير و وحشى السير : اقبال كوكب آن بود كه در صورت طالعى در وتد يا مايل الوتد باشد ، و ادبار آن بود كه ستارهاى از اتصال ستارهاى برگردد يا در زايل الوتد باشد ، خالى السير چنان باشد كه ستارهاى از اتصال ستارهاى برگردد و تا در آن برج بود به هيچ ستارهاى اتصال نكند ، وحشى السير چنان باشد كه ستارهاى در برجى باشد كه تا در آن برجست هيچ ستارهاى به آن نظر نكند و اين حال بيشتر به قمر رسد .
در معرفت نقل نور كوكب
* فائده :
در معرفت نقل نور كوكب ، و جمع نور ، ورد نور ، و منع نور .
اما :
نقل نور آن بود كه ستارهء سريع السير از ستارهء بطىء منصرف شود و به ستارهء ديگر اتصال كند پس ستاره اول نقل نور از دويم كند و به سيم دهد ، مثال آن قمر در دوازده درجهء سنبله و مشترى در ده درجهء جدى و زحل در پانزده درجهء