شناورى نداند ، و اسب احول اگر چه به ظاهر معيوب است اما عرب و عجم متفقند كه مبارك و ميمون است ، و شنيدم كه دلدل احول بوده است ، اسب دست و پا سفيد بد بود ، اسبى كه پاى چپ يا دست چپ آن سفيد بود شوم باشد ، و اسب ازرق چشم بد بود ، و اسب سياه كام فراموشكار بود ، و اسب زاغ چشم شبكور بود ، و اسبى كه در وقت سر گين كردن درنگ كند بد بود ، و بدان كه بيشتر اسبان را استخوان پهلوى راست يكى زيادت باشد از پهلوى چپ ، اگر استخوانهاى دو پهلوى او مساوى باشد بهر چه توانى بخر كه هيچ اسبى در دويدن او را سبق نبرد .
« لمؤلفه »
عشاق تو جز ديدهء خونبار نخواهند * غير از دل آزردهء افكار نخواهند
فرياد كه اين درد مرا كشت كه آن دوست * با من نكند مهر كه اغيار نخواهند
اى بوالهوسان دور شويد از من مسكين * مردان رهش رونق بازار نخواهند
گو قيمت ما بشكند آنها كه كسى را * باشند خريدار و خريدار نخواهند
ما را هوس انجمنى نيست كه عشاق * جز خلوت و در دل گله با يار نخواهند
گوئى بر زاهد چه حديث مى و معشوق * اين طايفه جز جبه و دستار نخواهند
منصور از آن بر سردار است كه خوبان * ارباب وفا جز به سر دار نخواهند
تا باشد شان عذر جفا خيل نكويان * جز عاشق بد نام گنه كار نخواهند
آنها كه ز خوبان دلشان هست بدامان * صد خرمن گل گلشن و گلزار نخواهند
جان بر كف خود گير صفائى بر عاشق * در كوى بتان درهم و دينار نخواهند
علوم خمسهء و قلم داودى
* فائده :
بدان كه مراد از علوم خمسهء محتجبه علوميست كه اول هر يك از حروف « كلّه سر » است ، و ثانى و ثالث هر يك اشاره به درياى علم است ، و آخرين هر يك اشاره بنداى طالبان است به طلب .
بدان كه در علوم خمسهء مذكوره بسيار احتياج به قلم داودى و دانستن آن