67 - از سفيهان و جنگجويان و اوباش يعنى كسانى كه از سخن بد گفتن مضايقه ندارند بردبار باش و ليكن با گردنكشان گردنكش باش .
68 - با دوست و دشمن آهستگى و چرب گوى ، و هر چه گوئى از نيك و بد همان را چشمدار .
69 - هر چه نخواهى بشنوى مردمان را مشنوان البته .
70 - هر چه پيش مردمان نتوانى گفتن از پس مردم مگوى .
71 - بر ناكرده لاف مزن و چون كنم مگوى و چون كردم گوى .
72 - زبان خويش را بر كسى بستهدار كه اگر خواهد زبان خويش بر تو تواند گشاد .
73 - از اژدهاى هفت سر مترس و از مردم سخن چين بترس .
74 - هيچ كسى را بىقدر ستايش مكن كه اگر وقتى بيايد نكوهيده ندانى .
75 - هر كه دانى به كار تو آيد از اعراض و خشم خويش مترسان ، و اگر گناهى كند در گذران .
76 - هر سخن را كه شنيدى انگشت در آن مپيچ .
77 - زود بهر چيز خشمناك مشو و در وقت خشم خشم فرو بر .
78 - اگر جائى بايد ترا عفو و عذر خواست ننگ مدار .
79 - اى پسر اگر واعظ شوى بر سر منبر روى باك مدار و چنان دان كه مجلسيان تو بهائمند تا به سخن در نمانى و اگر به سخن احياناً درمانى باك مدار و به صلوات و تهليل و أمثال آن بگذران و به زودى به سخن ديگر رو ، و به سر منبرتر شرو مباش .
80 - اى پسر اگر قاضى و مفتى شوى بايد در مجلس حكم هيوب باشى و بىخنده و ترشرو ، و أندك گوى باش و بسيار شنو .
81 - اگر تاجر شوى معامله با گروهى كن كه زير دست تو باشند ، و اگر با قوىتر از خود معامله كنى با كسى كن كه صاحب مروّت و ديانت باشد .
خزائن ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٨٥