تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
39 - زنهار با كمتر از خويش مزاح مگوى و مكن تا حشمت خويش در سرآن كار نكنى ، بدان كه خوار كننده همه قدرها مزاح است ، آنچه گوئى شنوى . 40 - با هيچ كس جنگ مكن كه جنگ نه كار محتشمان است بلكه شغل زنان است با كودكان . 41 - طريقه محتشمان چنين است كه در تابستان نيم روز قيلوله كنند و اگر خواب نيايد در خلوت خانهء خود باشند تا گرما شكسته بود . 42 - چون بر اسب نشينى بر اسب كوچك منشين كه مرد اگر چه بزرگ منظر باشد بر اسب كوچك حقير نمايد ، و اگر چه حقير بود بر اسب بزرگ به شكوه نمايد . 43 - از مرگ مترس و بدان كه تا تن خود را بخورد سگان ندهى خود را به نام شيران نتوان كرد ، هر كه بزايد روزى بميرد . 44 - مال را نگاه دار كه چيزى به دشمن بگذارى به كه از دوستان بخواهى ، چيزى اگر چه كم بود نگاهداشتى آن واجب دان ، كه هر كه چيز كم نگاه نتواند داشت بسيار را هم نگاه ندارد . 45 - امانت نگاهدارى مكن زنهار كه سعى عبث به تو ماند ، هر گاه رد نكنى خائن و تبه روزگار خواهى بود ، و چنانچه رد كنى كارى نكرده باشى مال مردم را داده باشى و اصلًا صاحب آن ممنون نباشد و چنانچه تلف شود بد نام بشوى . 46 - تا توانى سوگند مخور . 47 - در معامله از مماسكه و سعى در قيمت كوتاهى مكن كه آن نيمى از تجارت است . 48 - صبور باش كه صبورى دوم عاقلى است . 49 - در خانه خريدن اول همسايه را ملاحظه كن . 50 - سعى كن تا خانه در جائى خرى كه توانگرترين همسايگاه باشى ، و فقيرتر بلكه مساوى نباشى .
خزائن ( فارسى ) — صفحة 283 | حسن حسن زاده آملى / المحقق النراقي