مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 .
57 كاش چهارپايى بودى
روزى به بوستان رفت و لباسش به درختى گير كرد . برگشت و گفت : كاش چهارپايى بودى تا بينىات را مىشكستم .
مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 .
مآخذ :
و در ج 3 ص 269 ، حكايت از داود مصاب كه يكى از ظرفاست آمده است .
58 منتظر قمقمه
روزى قمقمه را برداشت و بر كنار نهر رفت كه آب بياورد . قمقمه از دستش رها شد در آب افتاد . او در كنار نهر منتظر نشست . يكى از دوستانش آنجا رسيد ؛ پرسيد : در اينجا منتظر چيستى ؟ گفت : قمقمهام در آب افتاده و فرو رفته است ؛ انتظار مىكشم كه باد كرده روى آب بيايد .
مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 ؛ سيوطى ، تحفة المجالس و نزهة المجالس ، ص 349 ؛ نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 2 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 204 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 3 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 128 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 64 .
59 خردل از كجا مىآورى
روزى جگر گوسفندى خريده كه ناگهان عقابى بر او حمله كرد و از دستش بربود