تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢

مصادر :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 .

54 شاشيدن در ريشهء درخت انجير

در خانه‌شان درخت انجيرى بود و خانه متعلّق به مادر جحا بود . روزى پدرش دوستانش را دعوت كرد آمدند و نوشيدند و مست شدند و در باغ خانه شروع به شاشيدن كردند . جحا به مادرش گفت : اى مادر ! آنها در ريشهء انجيرت « 1 » دارند مىشاشند .

مصادر :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 .

شرح واژگان :

هامش
( 1 ) . تين - انجير ، در لغت عرب در باب كنايات ، كنيهء دبر است .

55 جنازه را حركت ندهيد تا من بيايم

دخترش فوت كرد . به بازار رفت تا كفن براى او بخرد . چون به دكّان بزّازى رسيد ، به سرعت برگشت به خانه و گفت : جنازه را حركت ندهيد تا من بيايم .

مصادر :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 312 .

56 كتاب بنى فلان

در ميدانى قصرى رفيع ديد . بسيار ايستاد و نگاه كرد . بعد از آن گفت : گمان مىكنم آن را در كتاب بنى فلان ديده‌ام .
جوحى ( فارسى ) — صفحة 32 | احمد مجاهد / احمد مجاهد