مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 309 ؛ سيوطى ، تحفة المجالس و نزهة المجالس ، ص 349 .
اصل متن چنين است : و نظر الى رجل مقيّد و هو مغتمّ . فقال له : ما غمّك ؟ اذا نزع عنك ، فثمنه قائم و لبسه ربح .
45 آبادى نزديكتر از آن است
روزى خواست به آبادىيى برود . گفتند : خداوند همراهانت را نيكو گرداند . گفت :
آبادى نزديكتر از آن است .
مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 310 .
در ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 142 ؛ از سورهء واسطى آمده است .
46 فطير بپزيد
در منزلش نان مىپختند . از او خواستند كه هيزم تهيّه كند . گفت : اگر هيزم نيست فطير بپزيد .
مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 310 ؛ سيوطى ، تحفة المجالس و نزهة المجالس ، ص 349 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 36 ؛ ابن جوزى ، أخبار الحمقى ص 125 ؛ ذيل سيفويه .
47 بعضى درهمها سنگيناند
چون در نوشتن و حساب كامل شد ، معلمش او را همراه كودكان پيش پدرش فرستاد . پدرش پرسيد : بيست درهم با بيست درهم چهقدر مىشود ؟ گفت : چهل و دو دانگ . گفت : دو دانگ ديگر چيست ؟ گفت : بعضى درهمها سنگيناند .