تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١

755 رأى جحا دربارهء على و عمَر

سنايى :
نه بپرسيد از جُحا حيزى * كز علىّ و عمَر بگو چيزى گفت با وى جحا كه اندُه چاشت * در دلم مِهر و بغض كس نگذاشت شَرَه لقمه آنچنانم كرد * كز تعصّب شدم به يَكره فرد مر مرا كار خورد و خُفت آمد * با دلم اكل و شُرب جفت آمد

مصادر :

حديقة الحقيقة ، ص 388 .

مآخذ :

ظهير فاريابى ، ديوان ، ص 102 :
در وجوه معاش مىنشود * مِهر بوبكر و دوستىّ عمر
حكايت متن در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 3 ص 243 ، از مزبّد مدينى آمده است : « و قيل له : كيف حبّك لأبىبكر و عمر ؟ قال : ما ترك الطّعام فى قلبى حبّا لأحد . أو : ما ترك حبّ الطّعام موضعا لأحد » . يعنى : با مزبّد گفتند : حبّ تو با ابو بكر و على چه‌گونه است ؟ گفت : دوستى طعام دوستىيى براى هيچ احدى نگذاشت . نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 14 - 15 : « قيل له : كيف حبّك للنّبى ؟ قال : و اللّه ما ترك الطّعام فى قلبى حبّا لأحد » . همين حكايت در خطيب بغدادى ، التطفيل ، ص 53 ، از قول ابو مسلم احمد بن محمد بن عبد الرّحمان بن بندار قاضى كاشان ، و او از قول پدرش ، از يكى از طفيليان آمده است . ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 3 ص 57 ، و ترجمهء آن در جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 47 : « اعرابىيى را پسرى مرده بود . به او گفتند : حزن تو بر فوت پسر چه‌قدر است ؟ گفت : محبّت چاشت و شام ، حزنى بر من نگذاشته است » .