ابن كناسه گفته است : جحا كوفى بود و از موالى بنى اسد . دوستى داشت كه فوت كرد . در دنبال جنازهاش گريه مىكرد و مىگفت : بعد از تو اگر دروغ بگويم ديگر چه كسى به جاى من سوگند مىخورد ؛ و اگر از شراب توبه كنم ديگر چه كسى مرا بر نوشيدن آن تشويق مىكند ؛ و اگر مفلس گردم ديگر چه كسى خرج فسق و فجور مرا مىدهد ؛ خداوند بعد از تو مرا ضايع مگرداند ؛ و از اجر مصيبت تو مرا محروم نكند .
مصادر :
ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 2 ص 121 .
شرح اعلام :
ابن كناسه : محمد بن عبد اللّه ملقّب به كناسه ، ابو يحيى ، از شعراى دولت عبّاسى و از اهل كوفه . در شعرش نه مدح كسى مىكرد و نه هجو . عالم به عربيت و جنگهاى عرب بود و راويهء كميت شاعر و خواهرزادهء ابراهيم ادهم زاهد بلخى است . به سال 207 ه وفات يافت . ( زركلى ، اعلام ، ج 6 ص 221 ) .
21 در جايى نشستهام كه مرا بهره مىداد
زن جحا مرد . كنار پايش نشست و گريه مىكرد . گفتند : بايد كنار سرش بنشينى .
گفت : در جايى نشستهام كه مرا بهره مىداد .