مصادر :
ابو هلال عسكرى ، جمهرة الامثال ، ج 1 ص 311 .
مآخذ :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 299 : « ابو العنبس گفته است : مردى را ديدم كه مىلنگيد . پرسيدم :
چه شده است ؟ گفت : ديروز مىخواست خارى به پايم برود » .
8 جفا كردن به مادر
جحا مادرش را جفا كرد . مادرش گفت : اين جزاى من است كه تو را نه ماه در شكم خود حمل كردم ! گفت : بيا برو توى كونم تا من تو را دو سال حمل كنم و مرا خلاص كن .
مصادر :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 1 ص 328 ؛ ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 4 ص 111 ؛ ابن سودوان ، مضحك العبوس ، ص 36 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، ذيل النّوادر ، ص 267 .
9 پوست كون بادوامتر از پيراهن است
جحا هروقت مىنشست پيراهنش را بالا مىكشيد و كونش را عريان بر زمين مىگذاشت . در اين مورد از او سوال كردند . گفت : پوست كون بادوامتر از پيراهن است و باقى مىماند . و اين حكايت يادآور مثلى است كه گفتهاند : ابق نعليك و ابذل قدميك . [ كفشهايت را كنار بگذار ( نگاهدار ) و از پاهايت استفاده كن ] .
مصادر :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 602 .