10 اين باد از فشار قبر است
جمعى بىدرد و بىعار يكى از دوستان خود را در تابوت گذاشتند و به جحا گفتند : بيا و بر اين فقير غريب نماز بگذار . جحا به نماز ايستاد و چون تكبير گفت ، بادى از ميّت خارج شد . رو كرد به ايشان و گفت : اگر ميّت شما مقروض بود قرضش را ادا كنيد ، چون كه اين باد از فشار قبر بود .
مصادر :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 721 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 37 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، ذيل النّوادر ، ص 266 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 221 .
11 اگر نمىپسندى پشترو كن
روزى پدرش گفت : اين كوزه ( سبو ) را قير اندود كن . بيرون كوزه را قير اندود كرد . پدرش گفت : أسخن اللّه عينيك ! [ خداوند چشمانت را گريان كند ] ! هيچ ديدهاى كسى كوزه را از بيرون قير اندود كند ؟ ! جحا گفت : اگر نمىپسندى - عافاك اللّه - [ خداوند تو را عافيت دهد ] - پشترو كن تا از داخل قير اندود باشد .
مصادر :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 721 ؛ ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 4 ص 110 ؛ آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 311 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 41 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، ذيل النّوادر ، ص 267 .
مآخذ :
ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 140 ، ذيل شوارب كه يكى از احمقان بوده با يكى از پسرانش .