تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦

3 سايهء ابر

و در امثال است كه : احمق من جحا ؛ احمق‌تر از جحا . و از حماقت‌هاى او اين‌كه : روزى عيسى بن موساى هاشمى در كوفه بر او گذشت و او مشغول به حفر زمينى بود . پرسيد : چه مىكنى ؟ گفت : پولى در اين صحرا دفن كرده‌ام ، و الآن هرچه مىگردم پيدا نمىكنم . گفت : خوب بود كه نشانى براى آن مىگذاشتى . گفت : گذاشته‌ام . گفت : چه بود ؟ گفت : وقتى كه دفن مىكردم قطعه ابرى بالاى آن سايه انداخته بود ؛ حالا هرچه مىجويم پيدا نمىكنم .

مصادر :

حكايت ، در : حمزهء اصفهانى ، الدّرّة الفاخرة فى الأمثال السّائرة ، ص 138 ؛ و ابو هلال