تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 252 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 124 .

534 اميد معالجهء بچه‌تان را نداشته باشيد

جحا در دهى مهمان كشاورزى شد . صاحب خانه جحا را اكرام كرد و شام كره و عسل و قيماق برايش آورد . جحا شام را خورد و چون خسته بود خوابيد . نصف شب احتياج به قضاى حاجت پيدا كرد . از جا برخاست و به طرف حياط رفت اما در آن‌جا با سگ قوى هيكلى روبه‌رو شد كه به طرف او پارس كرد . جحا ترسيد و برگشت . و اين عمل چند بار تكرار شد . تا اين‌كه جحا لاعلاج به رخت‌خواب بچه‌اى كه در كنار او بود رفت و در آن‌جا كثافت كرد . صبح كه اهل خانه از خواب بيدار شدند ، ديدند بچه بر خلاف عادت رخت‌خوابش را كثيف كرده . به شدّت ناراحت شدند و گمان كردند كه بچه‌شان مريض شده است و با نگرانى پى مداوا بودند . جحا براى اين‌كه آن‌ها را از ناراحتى بيرون بياورد و خيال‌شان را راحت كند ، گفت : حقيقت اين است كه تا شما به مهمان‌تان ، شام كره و عسل و قيماق مىدهيد ، و سگ درنده‌اى هم در حياط خانه نگه‌دارى مىكنيد ، اميد معالجهء بچه‌تان را نداشته باشيد .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 252 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 124 .

مآخذ :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 407 ، ذيل ماجنى . نظير : سعيدى ، خنده‌هاى قهقهه‌يى و ممتاز الحكاية ، ج 1 ص 16 :

مرد حاجى و مهمان‌هاى دهاتى

« تاجرى در تبريز با چند نفر دهاتى مختصر آشنايى داشت . هر ماه ده نفر با خرهاى
جوحى ( فارسى ) — صفحة 514 | احمد مجاهد / احمد مجاهد