ص 81 .
مآخذ :
حصرى ، جمع الجواهر ، ص 183 ؛ جمال الدين وطواط ، الغرر و العرر ، ص 301 ؛ آبى ، نثر الدّرّ ، ج 2 ، ص 231 ، ذيل مدينىيى .
محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 457 ؛ نوادر قزوينى ، ص 116 : « ابن ابى عتيق به خانه درآمد و گفت : چه پختهايد ؟ زن گفت : هيچ . گفت : كاش گوشتى مىبود سكباج مىپختيم . ساعتى نگذشت دختر همسايه كاسه در دست بيامد و گفت : مادرم مىگويد :
اندكى شورباى گوشت بدهيد . گفت : همسايگان ما بوى آرزوها چه زود مىشنوند » .
479 تنبيه قبل از گناه
جحا كوزهاى به دخترش داد و گفت برو سرچشمه آن را آب كن بيار - و سيلى محكمى هم به او زد و گفت : مواظب باش كوزه را نشكنى . دختر گريهكنان به طرف چشمه رفت . مردمان گفتند : چرا دختر بىگناه را بدون جرم تنبيه كردى ؟
گفت : او را قبلا تنبيه كردم كه كوزه را نشكند ، و الّا بعد از شكستن كوزه ، تنبيه او معنى ندارد و براى من كوزه نمىشود !
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 212 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 89 .
مآخذ :
حكايت در ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 33 و ابن جوزى ، اخبار الحمقى ، ص 135 ، اينطور آمده : « معلمى شاگرد را مىزد . گفتند : براى چه مىزنى ؟ گفت : قبل از آن كه گناه كند مىزنم تا گناه نكند » .
حكايت مطابق متن ، در ابن ممّاتى ، نوادر قراقوش ، ص 68 ، آمده است .