تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
ص 185 .

477 نمىدانم

فيلسوفى به شهر جحا آمده بود و مىپرسيد : عالم اين شهر كيست ؟ گفتند : جحا . جحا را پيدا كرد و گفت : من چهل سوآل دارم و مىخواهم با يك كلمه به آن‌ها پاسخ دهى . جحا گفت : بپرس . فيلسوف چهل سوآل خود را بيان كرد و منتظر جواب جحا ماند . جحا در يك كلمه جواب داد : هيچ‌يك را نمىدانم و فيلسوف را ساكت كرد .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 211 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 102 .

مآخذ :

يغمائى ، طرفه‌ها ، ج 1 ص 18 : « شافعى گفت : در يكى از مجالس علمى ، بعضى از طالبان علم ، چهل و هشت مسئله از مالك پرسيدند . در جواب سى و دو مسئله گفت : نمىدانم » . همچنين ، نگا : حكايت 685 و 695 .

478 همسايگان بوى آروزها را مىشنوند

جحا روزى آرزوى شوربا كرد و گفت : اگر گوشتى مىداشتيم و نعناعى و ادويه‌اى ، شوربايى مىخورديم . ناگهان در را زدند و پسر همسايه كاسه به دست آمد و گفت : مادرم مريض است و مىگويد : مقدارى شوربا به من بدهيد . جحا گفت : همسايگان ما بوى آرزوهاى ما را مىشنوند .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 180 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ،
جوحى ( فارسى ) — صفحة 462 | احمد مجاهد / احمد مجاهد