458 در وقت خواب عينك زدن
شبى جحا از خواب پريد و به زنش گفت : زود باش عينك مرا بياور . زن عينك را آورد و پرسيد : اين وقت شب و با اين عجله عينك براى چه مىخواهى ؟
گفت : خواب شيرينى مىديدم ، بعضى جاهاش خوب معلوم نبود ، خواستم عينك بزنم تا درست ببينم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 161 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 73 .
مآخذ :
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 102 : « شخصى بود كه در وقت خوابيدن عينك مىگذاشت . از وى سبب پرسيدند . گفت : براى آنكه باصره ضعيف شده است و بىعينك خواب نمىتوانم ديد » .
همچنين ، نگا : لطايف و ظرايف شكوهى ، ص 272 ؛ سعيدى ، خندههاى قهقههيى و ممتاز الحكاية ، ج 1 ص 34 .
459 درست حساب ساختهاى
زن جحا پس از گذشتن سه ماه از ازدواجشان بچهاى زاييد . جحا شگفتزده شد و گفت : ما شنيدهايم كه زنها پس از نه ماه بچه مىزايند ، اين قضيه چيست ؟ زن جحا با خشمناكى گفت : اى مرد ! معلوم مىشود كه حساب سرت نمىشود . آيا سه ماه هست كه تو با من ازدواج كردهاى يا نه ؟ جحا گفت :
درست است . زن گفت : آيا سه ماه هست كه من زن تو شدهام يا نه ؟ جحا گفت :
چنين است . زن گفت : آيا سه ماه مىشود كه من بچه را در شكم دارم يا نه ؟
جحا گفت : صحيح است . زن گفت : اين مىشود نه ماه ، ديگر اعتراضت چيست ؟ جحا مدتى به فكر فرو رفت و گفت : اگر اينطور باشد ، درست حساب