حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 99 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 46 .
394 مردن خر و زن جحا
زن جحا مرد ولى چندان تأسّفى نخورد ، اما وقتى خرش مرد به شدّت غمگين شد . دوستانش گفتند : عجب از تو ، زنت مرد غصّه نخوردى ، اما خرت مرد محزون شدى ! جواب داد : وقتى زنم مرد ، همسايگان گفتند : غصّه مخور ، بهتر از او برايت پيدا مىكنيم . اما وقتى خرم مرد ، كسى مرا چنين وعدهاى نداد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 99 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 56 .
395 كسى از بهار شكايت دارد
شخصى از سردى هوا شكايت كرد . ديگرى گفت : عجب از اين مردم است ، زمستان از سرما مىنالند و در تابستان از گرما ، هيچوقت راضى نيستند ! جحا