نجفى آشتيانى ، فرهنگ عاميانهء مردم آشتيان ، بخش دوم ، ص 359 ، نسخهء دستنويس زير چاپ : « توبرهء ملّا را دزديدند . گفت : هيچ ماتم ندارد ؛ يك خورجين دارم ، از وسط مىبرم ، دو تا توبره مىشود » .
370 فروختن خر
روزى جحا خرش را به بازار برد كه بفروشد . يكى پيشآمد و دهان خر را باز كرد كه سنّ آن را بداند ، خر او را گاز گرفت . خريدار مبلغى فحش و دشنام داد و رفت . مشترى ديگر پيشآمد و دم خر را گرفت كه خر لگد محكمى به او زد و او را نقش زمين كرد ، و او هم مقدارى دشنام و لعنت داد و رفت . دلّال پيشآمد و گفت : چنين خر چموش و سركش را كسى نمىخرد . جحا گفت : من هم براى فروش نياورده بودم ، فقط خواستم مردم بدانند كه من از دست اين خر چه مىكشم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 79 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص