324 عيادت بيمار
مطايبه دفعهء ديگر به عيادت بيمارى رفت . هنگام بيرون آمدن اهل خانهء او را تعزيت گفت . گفتند كه : هنوز نمرده است . گفت : چون مرد پيرى هستم و هميشه نمىتوانم از خانه بيرون بيايم لهذا شما را تعزيت مىگويم .
مصادر :
مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 80 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 211 .
مآخذ :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 441 ؛ نوادر قزوينى ، ص 110 : « احمقى به عيادت بيمارى شد و گفت : آجركم اللّه ، خداوند به شما پاداش دهد . گفتند : او هنوز نمرده است . گفت : ان شاء اللّه مىميرد » .
جمال الدين وطواط ، الغرر و العرر ، ص 221 و آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 362 و ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 161 ، مطابق متن .
325 عيادت بيمار
مطايبه روز ديگر بيمارى را عيادت نموده از احوالش پرسيد . بيمار گفت :
« ك ى ر م » درد مىكند . گفت : عيب ندارد ، پدر من نيز همين ناخوشى را داشت ، آخر او را هلاك ساخت .
مصادر :
مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 80 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 210 .
مآخذ :
جمال الدين وطواط ، الغرر ، ص 221 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 440 ؛ « شخصى مريضى را عيادت كرد كه خطرى نداشت . گفت : زيان ندارد هرگاه بيمار را به اين حال ديديد از او دست بشوييد ، پدرم اين بيمارى را داشت و مرد » .