مآخذ :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 4 ص 282 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 1 ص 134 : « ابو مسلم قصّهگو ( معركهگير ) را انگشترى بدون نگين بخشيدند . گفت : خداوند صاحب اين انگشتر را غرفهاى بدون سقف در بهشت بخشد » .
ابشيهى ، المستطرف ، ج 2 ص 306 : سالم قصهگو را انگشترى - الى آخر .
268 فروختن نصف خانه
نادره او را نصف خانه بود . به دلّالى گفت : اين نصف خانه را به جهت من به فروش . گفت : براى چه ؟ گفت : مىخواهم آن نصف ديگر را بخرم كه جميع خانه از خودم باشم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 45 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 64 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 184 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 191 .
مآخذ :
حكايت در حصرى قيروانى ، جمع الجواهر ، ص 161 و ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 2 ص 43 ، از حيّان بن غضبان عجلى كه يكى از مغفّلان بوده است ، آمده است . و در ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 166 و ابشيهى ، المستطرف ، ج 2 ص 306 و آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 373 ، از يك مغفّلى .
مجلّهء سخن ، س 19 ( 1348 ) ش 9 ص 904 ، مقالهء فريدون وهمن : « ابن عبرى كتابى به زبان سريانى به نام داستانهاى خندهدار تأليف نموده كه فصل شانزدهم آن اختصاص به داستانهاى ابلهان دارد . از آن جمله : شخصى نيمى از خانهاش را با ديگرى شريك بود . در به در دنبال مشترى مىگشت كه سهم خودش را بفروشد و با پول آن نيمهء ديگر را بخرد تا تمام خانه متعلّق به خودش شود » .